الفيض الكاشاني

168

منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )

مكتوب 39 بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم مِن عبداللَّه قطب بن محيي إِلى الإخوان الإلهيّين تَقبّلهُم اللَّه تعالى أجمعين . توهّم قرب امّا بعد ؛ چون مردمان در طلبِ جانبِ حق مقصراند و پيوسته از جانب حق ، طلب دعوت ايشان و دعوت و ترغيب ايشان به سلوكِ راه مىشود ، ايشان را گمان افتاده كه اگر ايشان جوياى حق گشتند هيچ نماند و يقين شد كه در به روى ايشان بگشايند ، براى آن كه خود را مطلوب تصوّر كرده‌اند و چون مطلوب توجّه كند آن كس كه طالب اوست چگونه تواند كه نپذيرد و اقبال نكند . هيهات ! اين گمان ، خامان را افتد كه از « 1 » دور مىگردند و در اندرونِ كار نيستند . طالبان كه قدم در راه نهاده‌اند و از اندرونِ كار آگاه گشته‌اند ، امر را غير اين يابند و آن دعوت و ترغيب اگر چه ظاهراً عام باشد ، باطناً خاص دانند به خاصان . و اين كس چه داند كه از ايشان است يا نه ؟ هر كس كه خاص خويش است ، ناچار دلش ندهد كه خود را براند و محروم كند ، همين گمان به خداى عزّوجلّ بَرَد . امّا اين گمانى فاسد است . تا كه خاص خداى باشد كار آن دارد نه خاص خود بودن . سزد اگر در صحرايى كه صد هزار سر به چوگان قهر در وادى جهنّم افتاده و

--> ( 1 ) . م : از او دور