الفيض الكاشاني
154
منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )
مكتوب 33 بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم مِن عبداللَّه قطب بن محيي إِلى الإخوان الالهيّين عامّة و إِلى بعضهم خاصّة . امّا بعد ؛ چون در جهان اين گُنجيد كه حبيب خدا را صلى الله عليه و آله و سلم ساحر و شاعر و كاهن و مجنون و مسحور و امثال آن گفتند و به قدوم اصحاب او تشأّم « 1 » جستند كه « يَطَّيَّرُوا بِمُوسى وَ مَنْ مَعَهُ » ، « 2 » همچنين به روح اللَّه و رسل او كه « قالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنا بِكُمْ » « 3 » كه ماند در جهان كه خواهد كه مسلم ماند ؟ صبر بر آزار مردم شنيدهام كه موسى از حق درخواست كرد كه امر فرما مردمان را كه چيزى كه در من نباشد نگويند . وحى آمد كه اين چيزى است كه ما براى خود نكرديم ، چه جاهلان در حقِّ حقّ عزّوجلّ نا بايست ها گفتهاند مثل « ثالِثُ ثَلاثَةٍ » « 4 » و « إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ » « 5 » و « يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ » « 6 » ، تعالى عمّا يقول الظالمون . آخر اخوان را چه مضايقه است كه بعضى مردمان حسنات خود را براى ما هديه فرستند ، و اگر حسنات ندارند ما خود سيّئات
--> ( 1 ) . تشأم : فال بد زدن . ( 2 ) . موسى و همراهانش را بدشگون مىدانستند . سورهء اعراف ، آيهء 131 . ( 3 ) . گفتند : ما شما را به فال بد گرفتهايم . سورهء يس ، آيهء 18 . ( 4 ) . اللّه سومين سه است ، سورهء مائده ، آيهء 73 . ( 5 ) . خدا بينواست . سورهء آل عمران ، آيهء 181 . ( 6 ) . دست خدا بسته است . سورهء مائده ، آيهء 64 .