الفيض الكاشاني
145
منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )
طاغية « 1 » باز نگذارد كه به نوعى بر او تغلّب « 2 » نموده كه هويّت او را بهويّت خود پوشيده كرده . و اين نوع تغلّب است كه زياده بر آن تصوّر نمىتوان كرد ، چه تغلّبات كه ظالمان بر مظلومان در عالم اجسام مىكنند هرگز به آن مرتبه نيست براى آن كه غايت تغلّب ايشان آن است كه فعل مظلومان را به فعل خود مستور دارند به آن كه ايشان را از قيام به امر خود و اظهار خاصيّت خود باز دارند ، و در اوامر خويش و اظهار معانى خويش استعمال كنند ؛ اين نيست كه هويّات خويش را به هويّات ايشان مستور سازند چنانچه ذوات ايشان منسىّ « 3 » ايشان گردد . حكمتِ حقيقى و اگر قوّت عقليّه از تحت قوّت طبيعيّه بيرون آيد و به اظهار معانى خود و بسط خواص او كه در او بالقوّه است ، مشغول شود و ذات خويش را بازبيند و با خود رسد ، چه سعادت كه وى را حاصل شده باشد و چه علوّ درجه ! كمترين مرتبه او ، آن كه در ذات خويش عالَمى شود مقابل اين عالَم . چنان كه اگر نقش اين عالم از تخته هستى بزايند ، كانَّ كه از وجود او آن نسخه با سر توان نوشت . همچون كسى كه كتاب را ياد گيرد كه اگر آن كتاب گُم شود ، توان كه از لوح ضمير او آن را باز نويسند كه چون كَما هُو آن را ياد گرفته باشد و در لوح ضمير او محفوظ مانده . همچنين كسى كه امر را ، كَما هُو دانسته باشد و به حكمت حقيقى رسيده باشد حال او با كتاب عالَم همچنين باشد . از ابن عبّاس منقول است كه در تفسير « وَ كِتابٍ مَسْطُورٍ فِي رَقٍّ مَنْشُورٍ » « 4 » فرموده كه « الرّقُّ
--> ( 1 ) . طاغية : از حدّ و اندازه در گذرنده . ( 2 ) . تغلّب : پيروزى جستن . ( 3 ) . منسىّ : فراموش شده . ( 4 ) . قسم به كتاب پنهان كه در صحيفهاى گشوده فرستاد . سورهء طور ، آيهء 1 و 2 .