الفيض الكاشاني
146
منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )
المَنشور ما بينَ المشرق و المغرب » . « 1 » هر كس كه اين كتاب الهى چنان كه هست خوانده باشد و ياد گرفته ، ضمير او لوح المحفوظِ مستفاد باشد ، چنانچه لوح سماوى لوح المحفوظ مفيد است . كَما قال القائل : لوح محفوظ است پيشانى يار اكنون كجا روا باشد كه شخصى خود را به چنين مرتبه تواند رسانيد ، رضا دهد تا پنجاه شصت سال اسير آن قوّت طاغيه باشد و به قليل و كثير به اظهار مقتضيات خود ايستادگى نتواند نمود و ناچيز و بدبخت بماند ابدالآباد . ماجراى عقل و نفس اى ولىّ من ! واى حبيب من ! مَثَل قوّت طاغيه با انسان مَثَل غلام است كه همراه صاحب در سفر باشد و صاحبش بميرد از وى فرزندى خُرد بماند ، آن غلامِ كافر نعمت اموال و اسباب خواجه تصرّف كند و فرزند او را غلام خود سازد و به غلام خود باز خواند و روز و شب وى را در مهمّات خويش به كار دارد . و مَثَل مرشد مَثَل شخصى است كه از دوستان پدر او باشد ، و چون از اين حكايت آگاه گردد ، وى را بر آن دارد كه تدبيرى كند كه از تحت تصرّف آن غلام طاغى بيرون آيد ، بلكه آن غلام را در تحت تصرّف خود آورد و غلامانه به كار دارد . و به همين قناعت نكند ، بلكه مفصّلًا تدبيرى وى را بياموزاند . و به اين نيز قناعت نكند بلكه با وى ايستادگى نمايد به اعمال آن تدبير و يار و ياور او گردد تا مگر به اتفاق چنان كند كه ، تسلّط غلام طاغى از وى مندفع گردد و امر منعكس شود ؛ آن كس كه به بندگى مستعمل بود ، خواجه شود و آن كس كه خواجگى مىراند ، بنده گردد . و اگر آن فرزند را توفيق رفيق باشد اطاعت آن دوست مشفق نمايد تا امرش به آن كشد كه از ذلّ غلامى بعزّ خواجگى رسد .
--> ( 1 ) . و صفحهاى گسترده بين مشرق و مغرب را فرا گرفته است .