الفيض الكاشاني
130
منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )
دنيا صاحب شأن باشد چون نشانه دنيا بر او سر آيد از شأن و مُلك باز افتد و بدان سان كه تن او در خاك مذلّت افتد ، جان او از آن ذليلتر باشد و ناتوان تر و افتادهتر « فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ » . « 1 » اى وليّم ! اگر بدانى كه آدميان الهى چون پيش إله عزّوجلّ روند ايشان را چه شأن و درجه و عزّ و مُلكت باشد عزّ و مُلكت پادشاهان جهان پيش تو به غايت خوار و بى اعتبار نمايد . اى وليّم ! و هر كس كه در آخرت خوار و بى اعتبار باشد ، حالا از آن خوارى و بى اعتبارى اثر پنهان آن جهان به او پيوندد . چنانچه اگر ظاهراً عزيز باشد باطناً خوار و ذليل باشد . پس انسان طبيعى سعادتى دارد عاجلْ ، ظاهرِ اجلِ او فى الآجل ، و باطنِ او فى الحال مشحون به شقاوت است . سعادتى چنين تُنك بى پشت چه لايق است كه صاحب همّت در آن آويزد . اى وليّم ! خداى عزّوجلّ دنيا را از آن روى كه دنياست اخذ كنند نه از آن روى كه وسيلهء آخرت سازند . خداى تعالى دنيا را بر برگزيدگان خود حرام ساخته نه حرام شرعى ، حرام ذاتى كه چنانچه آدمى را ميل تناول قاذورات نباشد ، ايشان را ميل دنيا نباشد . و در اين سخن هيچ تكلّف نيست . آدميان الهى همه چنين اند و غير اين در وهم خيال ايشان نمىگنجد . و هر كس كه به مشاهدهء الهّيات رسيده ديگر بار او را ميل طبيعيّات ممكن نيست . جَعَلكَ اللّه وليّي مِنَ الإلهيّين وَ تولّاك بما يتولّى به عباده الصّالحين .
--> ( 1 ) . پس اى هوشياران پند گيريد . سورهء حشر ، آيهء 2 .