الفيض الكاشاني
104
منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )
مكتوب 16 بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم مكتوب مخافة الآفة مِن عبداللَّه قطب بن محيي إِلى وليّي في اللَّه أمير الإخوان الإلهيّين محبّ الملّة و الدّين الشيخ محمّد أيّده اللَّه بنصره . نا امنى دنيا و آسايش آخرت امّا بعد ؛ آدمى در دنيا يا در آفتى واقع است يا در مخافت « 1 » آفتى . امن در اين جهان آفريده نشده . چون امن نيست مىتوان گفت كه هيچ چيز نيست . اكنون وظيفهء ما فرزندان آدم چيست ؟ به اين محنت و عذاب و غصّه و اضطراب بسازيم و مأمنى نجوييم ؟ نى نى ! صاحب همّت اين به خود نپسندد و بكوشد تا مأمنى براى خود بجويد ، و چون در اين جهان به تحقيق دانسته كه مأمنى نيست البتّه در جهان ديگر خواهد بود . چه ما يقين مىدانيم كه بناى كار نشايد كه بر محنت و اضطراب باشد ، چه محنت مقصودِ بالذّات نمىباشد . يقين كه اگر محنتى باشد آن مقدمهء راحتى خواهد بود و اگر اضطرابى باشد از براى آرامشى تواند بود . امّا تا آن اضطراب ، كه كند ؟ و اين آرامش ، كه يابد ؟ ما چُستى كنيم باشد كه اين آرامش نصيب ما گردد . اين كار دولتست كنون تا كه را رسيد اى ولىّ من ! و اى حبيب من ! اين دولت تو را پيش آمده از خود
--> ( 1 ) . مخافت : هراس ، ترس .