الفيض الكاشاني
105
منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )
بازمگردان ، به دست و دندان آن را محكم گير « وَ مَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ » . « 1 » وصول به شيراز دست داده مجدّداً اين معنى معلوم شده كه اهل اخوان آباد را حق عزّوجلّ برگزيده به نعمتى كه به ديگران نداده و سلوك سبيل خويش بر ايشان سخت آسان كرده . اگر قدر اين نعمت ندانند و دل بر آن جا ننهند و در اتمام امر آن نكوشند و نظام آن قايم ندارند ، ظلمى بر خود كرده باشند و چه ظلمى و ستمى ! و چه ستمى ! بىاندوه از تنهايى اى ولىّ من ! وعدهء « بَدَأَ الاسلامُ غَريباً وَ سَيَعُودُ غَريباً كَما بَدَأ » « 2 » پرتوى افكنده ، لاجرم اهل حق كه به حقيقت آن متحقق باشند همراهان و موافقان كم داشته باشند . از اين تنهائى بسيار متوحش مشو ! و اين روش كه آغاز كردهاى از دست مگذار ! و دامن حق از دست مده كه عاقبت ، متّقيان سرافراز باشند و فاجران در سوز و گداز . اگر دو روزى فجّار را اعلام « 3 » منصوب باشد و اتقيا را رايات مكبوب ، « 4 » باك نبايد داشت و نظر در عاقبت كار بايد گماشت . اى ولىّ من ! و اى حبيب من ! غافلان چنين سخنان را افسانه دانند و به آن افسوس آرند امّا در پندار غلطاند . حق جز اين سخنان نيست و آن سخنان كه ايشان گويند افسانه است ، براى آن كه اين سخنان باقيه است كه جاويد بخواهد ماند و سخنان ايشان و آنچه از ايشان سخن مىرانند ، تابع شهوات فانيه است كه با زوال آن شهوات زايل شود و بر
--> ( 1 ) . و هر كه به خدا تمسك جويد به راه راست هدايت شده است . سورهء آل عمران ، آيهء 101 . ( 2 ) . دين اسلام آغاز شد در حالى كه نا آشناىِ مردم بود و زودا كه دوباره نا آشناى آنان گردد . بحارالانوار ، ج 25 ، ص 136 . ( 3 ) . اعلام : پرچمها . ( 4 ) . رايات مكبوب : پرچمهاى نگون سار .