صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( مترجم : محسن بيدارفر )

91

كسر أصنام الجاهلية ( عرفان و عارف نمايان ) ( فارسى )

و جمالى بدين ترتيب منعكس گشته و كارها در ازل برين روال نظام پذيرفته و اسباب از مبدء فعال سرچشمه گرفته‌اند و حكم و اندازه‌ى هرامرى معين شده است . هيچيك ازين امور نه آنچنان‌كه پيروان دموكريتوس مىپندارند از روى اتفاق و بىسبب بوده است ، و نه چونان كه اشاعره معتقدند به اراده‌اى گزاف و بىحكمت و مصلحت ايجاد شده‌اند . عامل ايجاد علم كلى حق است كه همان قضاى سابق اوست و همچنين علمى تفصيلى كه از آن به « قدر » تعبير مىكنيم . از اينجاست كه درياهاى مقادير به حكم قضاى اولين و طبق آنچه مقدر شده افاضه گشته است . يادآورى آن‌كه داراى بينشى راسخ در درك حقائق بوده و قدمى استوار در رهائى از تنگناهاى وابستگىها داشته باشد به چشم تيزبين بصيرت خود حقيقت هرچيز را ببيند و به كمك بالهاى همت و شوق و بىنياز از يارى ديگران بدانسوى پرواز كند . و آن‌كس را كه بينشى نيست مىتوان تا حدى رهبرى نمود ، ليكن آنجا كه هدف بسيار دور است و فرصت اندك و راه در تنگى باريك‌تر از مو و برنده‌تر از شمشير مىشود ، آنان را كه قدرت پرواز است توان پركشيدن بسوى آن خواهد بود ، و آن‌كه شناگرى ماهر است خود تواند گذشت ، ولى هيچيك را قدرت آن نيست كه درين راه ، كوران را رهبرى كنند ، و يا زمينگيران را با خود برند . شگفتا ! از آنان كه در راه سيروسلوك خود زمينگير و در مقام تميز خير و شر و نفع و ضرر نابينايند ، و باوجود كورى باطن و قلب ، مدعى رهنمائى ديگرانند ، چگونه جرئت مىكنند در جائى كه پاى خودشان از منازل رهروان مىلغزد و عقلهاى كودكانه‌شان از رسيدن به درجات كاملان و بالغان كوتاه است ، رهنمائى و رياست خلق را عهده‌دار شوند و با همه‌ى كم‌عقلى خود استادان و رهنمايان راه و سروران قوم باشند ؟ ! چنين ادعائى چقدر بىمورد و بىمعنى و بدنبال چنين كسان رفتن چقدر