صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( مترجم : محسن بيدارفر )

90

كسر أصنام الجاهلية ( عرفان و عارف نمايان ) ( فارسى )

الف - آن‌كه در مشيت سابقه چنين گذشته است كه در راه حكمت لباس توقف بر آنان پوشانده شود ، و به آخر مسير نرسند ، و در تاختگاه راه هدايت از راه بمانند - كه اين خود قهرى در حق آنان است - . ب - آنان كه در مشيت سابقهء پوشش لباس معرفت و تقوى بر آنان گذشته است ، تا حكمت آنان را به نهايت هدف رساند - و اين خود لطفى در حق اين گروه است - . نامى كه براى تعبير از اتمام حكمت بوام گرفته‌ايم « رضاست » و در برابر آن از كلمه‌ى « سخط » استفاده مىكنيم . از موجودى كه غضب رحمانى بتقدير ازلى برو حمل گشته كارى سر مىزند كه حكمت را از رسيدن به هدف آخرين خود بازمىدارد . براى تعبير از آن كلمه‌ى « كفران » را بوام مىگيريم ، و اين بدنبال خود نقمت و لعن و مذمت را يدك مىكشد . و از موجودى كه در قضاى سابق « رضا » برو حمل شده كارى سرمىزند كه حكمت بوسيله‌ى آن به نهايت هدف خود مىرسد ، براى نشاندادن آن كلمه‌ى « شكر » را عاريت مىكنيم ، اين خود نعمت ثنا را كه زيادتى در قبول و رضاست بدنبال مىآورد ، و ايجاد و وجود بدين‌وسيله كامل مىگردد ، و دائره‌ى فيض وجود اينجا بهم مىرسد . تلويح عرشى آنچه كه حضرت حق - جلّ و علا - به مشيت ذاتى خود افاده فرموده و خواست مستقيم او بوده ، جمال است كه خود آن را ستوده است ، و اما زشتىها بالتبع ايجاد شده‌اند ، و آنها را زشت خوانده و از آنها منع نموده است . پس در همه حال او زيباآفرين و ستايشگر است ، و اگر نيك بنگريم باعتبار صورت و ظاهر است كه ستايش رو به بندگان دارد ، و در معنى خداوند كسى جز خود را نمىستايد . احكام الهى برينسان انتظام يافته است و پرتوهاى صفات و اسماء جلالى