صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( مترجم : محسن بيدارفر )

66

كسر أصنام الجاهلية ( عرفان و عارف نمايان ) ( فارسى )

دوباره سوى پيامبر ( ع ) شدند و سبب از او جويا گشتند ، خداوند به او وحى فرستاد كه اينان مذبح را مضاعف ننموده‌اند ، بلكه مذبحى ديگر بدان افزوده‌اند و اين تضعيف مكعب نيست . درينجا به افلاطون پناه بردند ، او به آنان گفت : « شما از حكمت بيزاريد و از هندسه دورى مىجوئيد . ازينرو خداوند شما را عقوبت فرمود ، چرا كه علوم حكميه نزد خداوند ارزشى بسزا دارند » . آنگاه به اصحاب خود گفت : « اگر توانيد دو خط ميان دو خط به نسبت واحده استخراج كنيد به تضعيف مكعب دست يافته‌ايد ، و جز اين راهى نداريد » « 15 » . آنان اين استخراج را فراگرفتند و تضعيف مذبح را بجاى آوردند و با از آنان برخاست پس از بدگوئى نسبت به هندسه و ديگر علوم نظرى دست برداشتند . يكى ديگر از كسانى كه بعد از او به حكمت موصوف گشته است ارسطوست : او معلم اسكندر معروف به ذى القرنين است . وى بيست سال ملازم افلاطون بود تا حكمت از او فراگيرد ، و در روزگار جوانى از غايت هوش روحانيش مىناميدند ، و افلاطون او را عقل مىخواند ؛ او كسى است كه بخشهاى علوم طبيعى و الهى را ترتيب داد و براى هر بخشى كتابى جدا نگاشت ، و در ايام او حكومت به ذى القرنين رسيد و شرك بدست وى از بلاد يونان مرتفع گشت . اين پنج تن به حكمت موصوف گشتند ، و پس از اينان ديگر كسى حكيم ناميده نشد ، بلكه هركسى بعنوان آشنا به فنى از فنون شهرت داشت ، مانند بقراط طبيب ، و اوميروس شاعر ، و ارشميدس مهندس ، و يوذاسف منجم و ذيمقراطيس طبيعى « 16 » . و جالينوس در زمان خود پس از آنكه تأليفاتش بسيار گشت بر آن

--> ( 15 ) - حل اين مسئله در كشكول شيخ بهائى ( ج 2 ، ص 360 ) آمده است ، چون ذكر آن در اينجا موجب خروج از موضوع كتاب و اطاله كلام بود ، خوددارى شد . مترجم . ( 16 ) - در اصل بجاى دو نفر آخر چنين بود : « ديوجانس طبيب و ذيمقراطيس طبيب » كه مطابق اسفار ( ج 5 ، ص 207 ) تصحيح شد .