صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( مترجم : محسن بيدارفر )
56
كسر أصنام الجاهلية ( عرفان و عارف نمايان ) ( فارسى )
آفتهاى اعمال و آنچه كه موجب فسادشان شود . و همچنين شناخت الهامات حق و چگونگى جلب آنهاست ، و كيفيت كوتاهى بندگان در ستايش و رضا به قضا و قدرش ؛ و شناخت پستى دنيا و عيبها و گذرانى و فناى آن و كوتاهى عمرش ؛ و همچنين توجه به سنگينى امر آخرت و ترسهاى آن و درجات نفوس بعد از مرگ و احوال آن ، معنى ذكر حقيقى همين است درين گفتار كه از شناخت حق و صفاتش و علم نفس و علامات آن به « ذكر » تعبير كرديم ، رازى پنهانى است كه عارفان به كمك ذوق خود توانند دانست و نادانان و عارفنمايان را بدان راهى نيست . اين است ذكرى كه در شرع مدح شده و عقل آن را ستوده و برهان كشفى بر آن دلالت دارد ، و احاديثى در تحريص بر آن وارد گشته است . چنانكه در حديث ابى ذر - رضى الله عنه - آمده است : « مجلس ذكرى برتر از هزار ركعت نماز است ، و حضور مجلس علم برتر از حاضر شدن بر هزار جنازه است . كسى پرسيد : اى پيامبر خدا ! از قرائت قرآن هم ؟ فرمود : آيا قرائت قرآن بدون وجود علم نفعى دارد ؟ » . دغلبازان و بيكارگان اينگونه احاديث را عنوان نموده و حجتهائى براى تزكيهى نفوس خود ذكر مىكنند و كلمهى « ذكر » را به خرابات خود منتقل كردهاند و از آنچه كه بعنوان ذكر ستوده شده غافل مانده و فقط به سروصدا و الفاظ سرگرم گشتهاند و قصهها و حكايات و شطحيات و طاماتى كه درين روزگار واعظنمايان و قصهگويان بدان پردازند . آنچه عامه متصوفه و گويندگان بىمايه درين زمانه بدان خوگرفتهاند سخنان ظاهرفريب شعرى است كه استفادهى فراوان از آن در موعظهها نكوهش شده است ، خداوند تعالى فرمايد « 9 » : « شعرا را گمراهان پيروى كنند ، آيا نمىبينى آنان خود به هر وادى حيرت سرگشتهاند » ، و فرمايد « 10 » : « او را شعر نياموختيم » .
--> ( 9 ) - وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ * أَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وادٍ يَهِيمُونَ . [ سوره شعراء 26 / 224 و 225 ] ( 10 ) - وَ ما عَلَّمْناهُ الشِّعْرَ . [ سوره يس 36 / 69 ]