صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( مترجم : محسن بيدارفر )
57
كسر أصنام الجاهلية ( عرفان و عارف نمايان ) ( فارسى )
نقل مجالس اين گروه اشعار است ، شعرهائى در توصيف زيبائى معشوقان و دلربائى محبوبان و لذت وصال و درد فراق آنان ؛ درصورتىكه بيشتر حضار اين مجالس سفلگانى از عوام الناسند با قلبهائى آكنده از شهوات و درونهائى از لذتگيرى و توجه به صورتهاى زيبا جدا نشدنى . به همين سبب خواندن اشعارى چنين با آهنگهاى مخصوص جز برانگيختن آن شهوتهاى پنهان و بيماريهاى مزمن ، كه در درون آنان ريشه دوانيده است ، كارى نمىكند . گفته شده نمايشگر سماع در نفوس جرقه و آتشگير است . سماع در هركسى آنچه را در درون او جا گرفته است به هيجان آرد ، و در آن عامى بيچاره كه نفسى مريض و همتى ناقص دارد آتشهاى شهوات از زير خاكستر بيرون آمده و شعله كشد ، درينجاست كه اينان به وجد آيند و اين را محبتى الهى و عبادتى دينى انگارند . خداوند رويهاشان با آشكارسازى فضائحشان در دنيا و آخرت سياه ، و خبث باطن و نادرستى پنهانگاهشان در هردو موقف ظاهر سازد . فصل [ 2 ] بطلان شطحيات متصوفه و زيان آن براى مسلمين شطح به دو گونه از سخنان كه از اين گروه شنيده مىشود اطلاق مىگردد : يكى ادعاهاى بلندپروازانه كه درباره عشق با خدا و وصال او كنند ، بطورى كه گويا آنان را از پرداختن به اعمال ظاهرى و عبادات بدنى بىنياز كرده است ، تا جائى كه بعضى مدعى اتحاد و رفع حجابها شوند و اينكه او را حضورا مىبينند و با او سخن مىگويند . مىگويند « چنين ديديم » و « به ما چنين گفته شد » و خود را به حسين حلاج مانسته كنند كه براى گفتن چنين سخنانى « ازو گشت سردار بلند » ؛ و به گفتهى او استناد كنند كه « انا الحق » گفتى ؛ و از ابو يزيد بسطامى نقل كنند كه گفته است : « سبحانى سبحانى ما اعظم شانى » .