صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( مترجم : محسن بيدارفر )
42
كسر أصنام الجاهلية ( عرفان و عارف نمايان ) ( فارسى )
تا اينجا روشن گشت كسى كه به مقدمات نتيجهاى حق و برهانى نادان بود نسبت به نتيجه نيز نادان است . و واضح است كه اگر كسى شرائط فضل و علم را دارا نبود و يا اضداد آن شرائط درو موجود باشد صلاحيت رهبرى را ندارد ، و نتوان بخاطر اينكه گروهى گمان وجود مزاياى علمى را درو دارند او را مقتدا به حساب آورند . و بروشنى پيداست بيشترين كسانى كه مىبينيم درين زمان خويش را به مقام خلافت و رهنمائى و تصفيهى باطن گماشتهاند و به تنظيم صفوف مريدان و برآوردن سروصداى ناهنجار آنان مىپردازند و صداى كشدار و بلند اذكارشان را نزد بزرگان برمىفرازند ، و به كشيدن آههاى سرد و ضجهها و تظلم از منكرين و دشمنانشان وامىدارند ، همگى موانع پنجگانهى گذشته در آنان جمع است ، و اين موانع خود اضداد شرائط علم و معرفتند . و هر هشيار حقجوى و بيناى تيزنگر چون حالات و كارهاى آنان را ملاحظه كند ، و در اوضاع و ادوارشان ژرف انديشد اين معانى از وى پنهان نماند . چون اولا ، اين افراد عقلى ضعيف دارند و طبعى خشن و فكرى عصيانگر و قلبى سخت ، كه نه پذيراى نقشهاى علمى تواند بود و نه آمادگى تجليات قدسيه را دارد ؛ چون آهنى سرد كه در سختى سنگ را ماند و يا از آن هم سختتر است - كه از بعضى سنگها نهرها مىجوشد و بعضى از آنها بشكافد و از آن آب بيرون زند و بعضى از ترس خداوند فروفتد و خداوند از اعمال آنان غافل نباشد - . « 4 » ثانيا اينان علاوه بر داشتن طبيعتهاى خشن و عقلهاى سست و نداشتن نفوس لطيف ، سرگرم لذات نيز هستند . نفوس خود را به شهوات آلودهاند و عمرهاى خويش صرف شنيدن لهوها كنند ، و در خوردن چيزهاى شبههناك مبالاتى ندارند - چون غذاهاى ظالمان و حكام زورگوى و دهبانان و دزدان و ديگر افرادى
--> ( 4 ) - تضمينى است از آيه كريمه « فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ » . [ سوره بقره 2 / 74 ]