صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( مترجم : محسن بيدارفر )
43
كسر أصنام الجاهلية ( عرفان و عارف نمايان ) ( فارسى )
كه حلال از حرام نشناسند - و اموال خود يا خوراك احشامشان را از هر راه كه آسانتر باشد و رايگان فراچنگ آيد بدست آرند . و اهل حقيقت را روشن است كه هر شهوت و يا خطائى كه از انسان سرزند ، به همان اندازه او را از كمال بازدارد ، و از اتصال علمى او به مبدء فعال جلوگيرى كند . پس چگونه تواند كسى عارف الهى و عالم ربانى باشد كه گذران او در سرگرمى با لذتها و پرداختن به زشتيهاست و همراه بودن با ديگر حجابهاى تاريك كه رويهى قلب را از شهود حقائق ربانى و شروق معارف الهى مىپوشانند . ثالثا ، گذشته از همهى اينها اين گروه از درك حقائق روگردان و منكر ميدان علم و مسلك حكمايند و آشكارا اظهار مىكنند كه « علم حجاب است ، و علما از خدا بدورانند » ؟ ! اى عاقل ! چگونه كسى را كه منكر علم و از معارف روگردان و از علماء بيزار است علم و معرفت حاصل آيد ؟ ! چرا كه هر فنى را متخصصينى هستند كه براى آموزش آن فن ناگزيريم به آنان روى آريم و به گفته شهود « در هر فنى از متخصصين آن كمك جوئيد » . رابعا ، اين افراد علاوه بر داشتن اين همه حجابهاى ظلمانى به علت دارا بودن اعتقادات عاميانهاى كه از اوان كودكى در اثر محشور بودن با بيكارگان و افراد سفله و نادان و بىمايه در آنان رسوخ كرده است از علوم حقيقى و معارف ربانى محجوبند ؛ عقايدى ازين نمونه كه گويند : « علم حجاب است » ، و « خداوند از عبادت ما بىنيازست پس در انجام آنچه فايده ؟ » و « شريعت براى كسانى است كه در حجابند نه براى و اصل شدهگان » و « شريعت پوست است تا آن را نيفكنى به مغز اسرار نرسى » و « فلان شيخ بارها با خدا سخن گفته است » ؛ و ديگر سخنان پوچ و حرفهاى بىمغز كه از اوان نشأت نفوس آنان را مشغول نموده و به تكرار از آنها دلخوش داشته و از عوام الناس برين سخنان بهبه و چهچه شنيدهاند ، و ازين رو معتاد به لذتگيرى از مطالب ناحق شدهاند . از همين نمونه است ترّهات گروهى از متصوفه و شطحيات آنان ؛