صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( مترجم : محسن بيدارفر )

138

كسر أصنام الجاهلية ( عرفان و عارف نمايان ) ( فارسى )

مىگردد ، و سبب چسبندگى او به عالم پائين و چشمه‌سار وحشت و جدائى و آفتها مىشود . و در جاى خود ثابت كرده و برهانى قوى اقامه نموده‌ايم كه نفس انسانى با وحدت و تجردى كه دارد خود سر منشأ تمامى افعال و تحريكات بدنى و حيوانى و طبيعى است ، و حتى جذب و دفعهاى طبيعى ازو صادر مىگردند ، همچنان‌كه تمامى كارهاى عقلى ازو صادر مىشوند و قوا و آلات در تأثيرات نفس اثرى جز زمينه‌سازى ندارند . و اين نفس است كه پائين آمده و در مرتبه‌ى قوه منشأ اثرى مىگردد و نوعى اتحاد با آلات خود پيدا مىكند ؛ پس او بحسب هرگفتار و كردارى به مرتبه‌ى آلت و وسيله‌ى آن گفتار و كردار درمىآيد . به هنگام ديدن قوه‌ى بينائى مىشود و هنگام شنيدن قوه‌ى شنوائى و هنگام تحريك قوه‌اى محركه و زمان شهوت حيوان و هنگام غضب درنده مىگردد و زمان ادراك معقولات ملكى عقلانى و هنگام تحريك قوه‌ى عملى در كارهاى نيك ملكى عملى مىگردد . وقتى در يكى از كارها تمرين فراوان نمايد خاصيت اين عمل درو رسوخ پيدا مىكند ، بطورى كه ديگر مشگل تواند از آن حالت بدرآمده و حالتى ديگر گيرد ، درصورتىكه پيشتر اين سختى وجود نداشت ، و حكم اخروى او نيز همان حالتى خواهد بود كه زندگى او بدان پايان گرفته است . از اينجا روشن شد كه توجه فراوان نفس به لذتهاى حيوانى و زندگى جسمانى باعث بوجود آمدن كششى درو به جانب بدن و پائين آمدن او به مرتبهء دنيا و درجه‌اى پست مىگردد ، و هراندازه عشق و شوق او به امرى فناپذير فراوانتر شود ، ناراحتى و حسرتش در جدائى از آن بيشتر خواهد بود و قطع تعلّق برو گرانتر آيد و ناراحتى او در آخرت جاويدانتر باشد ؛ چرا كه اگر كسى چيزى را مورد توجه و نظر خود قرار داد و حواس خود را دائما بدانسو گرفت ، آن چيز در لوح خاطر او جان مىگيرد و در آينه‌ى ادراكش به زيباترين صورت تجلى مىنمايد ، و گرچه در هستى خود در نهايت زشتى و پستى باشد . و به همين قياس آنچه ضد و مخالف