صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( مترجم : محسن بيدارفر )
132
كسر أصنام الجاهلية ( عرفان و عارف نمايان ) ( فارسى )
ولى اگر از اشقيائى بود كه خداوند از منزلهاى مقربينش دور ساخته به حسب همان پستى گوهر خود در درجات دورى و گمراهى غرقه شود و به برترى و غلبه بر اماثل و اقران خود و قيل و قال فراوان دلخوش دارد و از علم آخرت محروم ماند . علمى كه علماى آخرت و مردان مقرب و ابدال و الهيّون به تحصيل آن همّت گمارند ، و خداوند متعال در كتاب كريمش آن را فقه و حكمت و علم و روشنائى و نور ناميده است . فصل [ 7 ] هدف از اعمال انسانى و عبادات شرعى انواع موجودات مختلف گواينكه در بسيارى احوال و طاعات و صفات باهم اشتراك دارند ، ليكن هركدام داراى خاصيتى است كه او را از ديگران جدا مىكند ، افزون بر اينكه آن خاصيّت مقتضى كمال و تماميت ذات اوست . زيرا تنها وجود يافتن امرى عام و مشترك ميان چند نوع نمىتواند وجود نوعى خاص را ايجاب كند مگر فصلى كه او را از ديگران ممتاز مىگرداند به او منضمّ شود و مقوم ذات و وجود او گردد ، و اين امر عام و مورد اشتراك را در بخشى از افراد خود تحصّل بخشد . و بدون شك مبدء چنين فصلى وجود او خواهد بود كه مظهر آثار مخصوص است و هر موجودى آنگاه به كمال رسد كه تمامى آثار مخصوص به او ظاهر گردد . « 9 » انسان نيز از ميان تمامى اقسام كائنات داراى خصوصيت و مبدء فصلى
--> ( 9 ) - انواع مختلف را وقتى كنار هم گذاريم و بسنجيم ، مىبينيم كه در قسمتى از مقومات ذاتى خود باهم اشتراك دارند . مثلا انسان و اسب و گاو و ماهى كه چهار نوع مختلفند در حيوانيت كه جنس همه است باهم مشتركند . اما تنها وجود يافتن حيوانيت سبب وجود انسان يا ماهى نمىشود و مىبايست امتياز ذاتى خاصى كه انسان و يا ماهى را از ديگران جدا مىكند و در اصطلاح منطق « فصل » ناميده مىشود بدين حيوانيت « جنس » منضمّ شود تا نوع خاص بوجود آيد . مترجم .