صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( مترجم : محسن بيدارفر )
131
كسر أصنام الجاهلية ( عرفان و عارف نمايان ) ( فارسى )
بدون نتيجهگيرى در آن صرف كردهاند ، نه باطلى را منهدم و نه حقى را پايه گذاشتند و نه سيّئهاى را به حسنهاى تبديل نموده و نه ظاهرى را بخاطر تهذيب باطنى رها كردهاند ، بلكه هرچه بيشتر درين روش فرورفته و مهارت افزونترى در تحصيل آن بدست آوردهاند وحشتى بر وحشتها و نفاقى بر نفاقشان افزون گشته و نوشتههاى آنان را جدلها و گفتگوها فراگرفته و ميدانهائى براى فخرفروشى و كوشش بخاطر اسكات ديگران گشتهاند ، بطورى كه خواننده را از جنگها و درگيرىهاى لفظى و زدوخوردها و ناسزاگوئىهاى آنان جز دنياطلبى و حرص بر شهوتهاى آن و آزادانديشى در مناهى و جرأت بر شبهات و محظورات نيافزايد ، و پس از ژرف روى در آنها قلب او معدن وسوسهها گشته و از فطرت اصلى كه او را به سلوك به راه رشاد مىخواند ، منحرف گردد . اين نشانهها بعيان در اذهان دانشجويان اين زمانه مشهود است و علت آن خارهاى فراوان بيابانهاى شك است كه بپاى افكار آنان فرورفتهاند ، و نيش مارهاى خلافها و رياها و جدلها كه دستهاى انظار آنان را گزيدهاند و غولهاى گمراه و گمراهكننده كه عقول آنان را از راه بدر بردهاند ؛ ازينرو پژوهندهاى را كه در پى سلوك طريق حق است امكان خلاصى ازين گرداب ناممكن مىگردد . به نظر او چنين آمده و يا از معلم و بزرگتر خود شنيده كه دانش عبارت از تسلط داشتن به فتواهائى است كه براى قضاوت و حكومت در فيصلهى دعاوى بدانها نياز است ، و يا فراگيرى فن جدل است كه امكان غلبه و مباهات را براى كسى فراهم آورد ، و مصداق آنچه فرمودهاند « علماء ورثهى پيامبرانند » اين افرادى هستند كه خود را به مذهب منتسب دارند و اينانند كه طريقهى سيد المرسلين - عليه و آله اجزل صلوات المصلين - را شناسند . درينجاست كه عقل او حيران و ذهنش مشوش گردد و دهشت و اضطراب او را فراگيرد ، مگر آنكه او از كسانى باشد كه خداوندش ، به ازل در شمار سعداء رقم زده ، پس به توفيقى خاص رهش نمايد و راه رستگاريش الهام كند .