احمد احمدى بيرجندى
42
مناقب علوى در شعر فارسى ( فارسى )
جامى ( 817 - 898 ه . ق ) نور الدين عبد الرحمن جامى بزرگترين شاعر عهد تيمورى است . تولّدش در خرجرد جام و تحصيلاتش در هرات و سمرقند صورت گرفت . وى در سلك رؤساى طريقهء نقشبندى و به خلافت نقشبنديان درآمد . جامى شاعر و عارف و محقّق بزرگ عهد خود و صاحب آثار نظم و نثر پارسى و عربى است ؛ از جمله : هفت اورنگ ، شامل هفت مثنوى و قصايد و غزليّات و مرائى و تركيببندها و ترجيعات است . از آثار منثور وى نفحات الانس ، لوايح ، اشعّة اللمعات و بهارستان مىباشد . جامى در سال 898 چشم از جهان فرو بست . « * » [ تو قبلهء دعايى ] اصبحت زايرا لك يا شحنة النجف 61 * بهر نثار مرقد تو نقد جان به كف تو قبلهء دعايى و اهل نياز را * روى اميد سوى تو باشد ز هر طرف مىبوسم آستانهء قصر جلال تو * در ديده اشك عذر ز تقصير ما سَلَف گر پردههاى چشم مرصّع به گوهرم * فرش حريم قبر تو گردد ، زهى شرف ! خوشحالم از تلاقى خدّام روضهات * باشد كنم تلافى عمرى كه شد تلف رو كردهام ز جملهء اكناف سوى تو * تا گيريَم ز حادثهء دهر در كنف دارم توقّع اين كه مثال رجاى من * يابد ز كلك فضل تو توقيع لا تَخَف 62 مه بى كَلَف نديده كسى وين عجب كه هست * خورشيدوار ماه جمال تويى كَلَف بر روى عارفان ز تو مفتوح گشته است * ابواب كُنتُ كَنْز به مفتاحِ مَن عَرَف 63 جز گوهر ولاى ترا پرورش نداد * هر كس كه با صفاى درون زاد چون صدف
--> ( * ) ديوان كامل جامى ، به تصحيح هاشم رضى ، تهران .