احمد احمدى بيرجندى

11

مناقب علوى در شعر فارسى ( فارسى )

جدل و بحث در نظاميّهء بغداد و برخورد با رجال علم و عمل مىگويد : كس را چه زور و زهره كه وصف على كند * جبّار در مناقب او گفته : هل اتى و مولوى بلخى با آن انديشهء عميق و روح بلند دربارهء على ( ع ) مىگويد : در شجاعت شير ربّا نيستى * در مروّت خود كه داند كيستى ؟ ! و ابو على سينا ، متفكّر و فيلسوف شرق ، در مقام تشبيه مىگويد : على ( ع ) نسبت به اصحاب مانند « معقول » بود نسبت به « محسوس » و بسيارى شاعرانى كه قصايد آنان در نعت على ( ع ) درين دفتر آمده است ؛ اقرار به قصور فهم و ادراك خود در منقبت مولى الموحّدين على ( ع ) مىكنند ، وقتى فيلسوفان و حكيمان بزرگ در شناخت ابعاد وجودى على ( ع ) اظهار ناتوانى كنند ؛ سرانجام وقتى كه عقاب ، درين فضاى ملكوتى ، پر بريزد ، از پشهء لاغرى چه خيزد ؟ ! كدام بعد از ابعاد وجود على ( ع ) را مىتوان بررسى كرد ؟ شجاعت ، عدالت ، سخاوت ، ايثار و گذشت ، علم ، آگاهى و معرفت ، زهد و تقوا و . . . كدام يك ؟ اصولًا شخصيّت على ( ع ) شخصيّتى است چند بعدى و جامع صفات اضداد ، چه نيكو سروده است « صفى الدين حلّى ( م قرن هشتم هجرى ) » كه گفته است : جمعت فى صفاتك الاضداد * و لهذا عزّت لك الأنداد زاهد حاكم حليم شجاع * فاتك ناسك فقير جواد شيم ما جمعن فى بشر قطّ * و لا حاز مثلهن العباد « 1 » . . . على فرمانروايى پرقدرت و صلابت و در عين حال بردبار ، در ميدان جنگ دلاورى كم نظير ، در محراب عبادت عابدى گريان ؛ امّا در ميدان نبرد خندان ، با دشمنان خشن و قاطع ، در برابر يتيمان و بيوه‌زنان مهربان و رقيق‌القلب ، سخاوتمندى بىمانند ، در عين حال ژنده‌پوشى كارگر و كشاورز ، حكيمى دانا و قاضيى دادگر و بىگذشت و دقيق النظر بود . على ( ع ) همان شخصيّت والايى است كه فرق نازنينش شكافته و محاسن شريفش ، در محراب عبادت ، به جهت شدّت عدلش ، به خون مقدسش رنگين شد . براستى شناخت گوشه‌اى از اين درياى ناپيدا كرانهء فضيلت و تقوا و دانش و . . . براى كسى امكان ندارد ، مگر خدايى كه خالق اوست و حضرت خاتم النبييّن ( ص ) كه معلّم و مربّى اوست و اولاد طاهرينش كه پرورش يافتگان مكتب او هستند ؛ مقام

--> ( 1 ) - ديوان صفى الدين حلّى ابيات تحت عنوان « سرّ النبى » آمده است .