پژوهشكده تحقيقات اسلامى
88
مرورى بر زندگانى فرماندهان اسلام ( فارسى )
با آغاز جنگ ، پس از شهادت دو برادر صعصعه ، وى پرچمدارى سپاه امام ( ع ) را عهدهدار شد . « 1 » و در جمل بگونهاى مجروح شد كه پيكر نيمه جان او را از ميدان بيرون بردند . « 2 » پس از بازگشت از جنگ جمل ، حضرت على ( ع ) ياران خود را جمع كرد و فرمود : شما بزرگان عرب و سران اصحاب من هستيد ، نظرتان دربارهء معاويه چيست ؟ هر يك از افراد نظرى دادند ؛ صعصعه گفت : نامهاى را به همراه شخصيتى بزرگ و مورد اعتماد برايش بفرستيد و او را به بيعت فرا خوانيد ، اگر قبول نكرد تا مرز شهادت با او جهاد كنيد . « 3 » آن حضرت فرمود : اين نامه را خودت بنويس و براى معاويه ببر ، فقط نامه را با تهديد آغاز كن . صعصعه چون به كاخ معاويه رسيد و لفظ اميرالمؤمنين براى امام به كار برد ، او را كتك زدند . معاويه گفت : او يكى از تيرهاى على و از بزرگان و سخنگويان عرب است . سپس سؤال و جوابى جالب بين آن دو رد و بدل شد كه سخنورى صعصعه بر معاويه آشكار گشت و دستور داد او را از كاخ بيرون كردند . « 4 » 2 . صعصعه در صفّين : وقتى در صفين معاويه دستور داد تا نيروهايش آب را در اختيار خود بگيرند ، حضرت على ( ع ) صعصعه را به عنوان فرستادهء خويش نزد معاويه فرستاد تا نظرات امام را به او برساند . « 5 » همچنين صعصعه در صفين به فرماندهى يك لشكر سواره منصوب شده بود . « 6 » زمانى كه امام على ( ع ) براى هر قبيلهاى پرچمى بست و فرماندهى تعيين كرد ، صعصعه را به فرماندهى قبيلهء بنى عبدالقيس كوفه منصوب نمود . « 7 » 3 . در نهروان : مرحوم شيخ مفيد مىنويسد : امام على ( ع ) صعصعه را نزد خوارج فرستاد و او با آنها بحث و جدل بسيارى كرد تا آنان را از جنگ با امام باز دارد ، ولى آنها رأى خود را مبنى بر جنگ با امام اعلام كردند . « 8 »
--> ( 1 ) . طبقات ، ج 6 ، ص 121 ( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 512 ؛ كامل ، ج 3 ، ص 245 ( 3 ) . مروج الذهب ، ج 3 ، ص 39 ؛ تهذيب تاريخ دمشق ، ج 6 ، ص 427 ( 4 ) . همان مدرك ( 5 ) . واقعهء صفين ، ص 160 ( 6 ) . سفينة البحار ، ج 2 ، ص 31 ( 7 ) . واقعهء صفين ، ص 206 ( 8 ) . اختصاص ، شيخ مفيد ، ص 121