پژوهشكده تحقيقات اسلامى

78

مرورى بر زندگانى فرماندهان اسلام ( فارسى )

عايشه بىدرنگ ، از بيم آنكه مالك به مكه بيايد و او را از حركت به بصره باز دارد ، بسرعت فرمان عزيمت از مكه به بصره را صادر كرد . امام على ( ع ) براى آمادگى رزمى جهت مقابله با فتنه گران ( طلحه ، زبير ، عايشه ) در ربذه اردو زد و فرستادگانى را براى همراه كردن اهل كوفه به آن شهر فرستاد ، ولى ابوموسى حاكم كوفه با ايشان مخالفت كرد . مالك كه نگرانى امام را مشاهده نمود ، گفت : اى امير مؤمنان ! اگر صلاح بدانى مرا به دنبال آنها به كوفه بفرست ، چون مردم اين شهر از من فرمانبردارترند و اگر من به كوفه بروم ، انتظار دارم كه هيچ كس با من مخالفت نكند . امام على ( ع ) پذيرفت و اشتر با شتاب به كوفه رفت و قبيله‌هاى بين راه را با خود به كاخ فرماندارى برده ، وارد كاخ شد و با تازيانه ، غلامان ابوموسى را از كاخ بيرون راند . چون ابوموسى از مسجد به كاخ آمد ، اشتر به او گفت : از كاخ ما بيرون رو ، اى بى مادر ! او نيز بيرون رفت . اشتر هم به مسجد آمد و خطبه‌اى مفصل ايراد كرد و به دنبال آن نه هزار جنگجو از راه خشكى به فرماندهى امام حسن ( ع ) و همين تعداد نيرو از راه آبى به سوى امام على ( ع ) حركت كردند . در جنگ جمل ، مالك فرمانده جناح چپ لشكر امام على ( ع ) بود و هزار رزمنده تحت امر وى بودند . او در اين پيكار مانند ساير جنگها رشادتهاى بسيارى از خويش نشان داد . پس از پايان جنگ جمل حضرت على ( ع ) او را به سمت فرماندارى « جزيره » « 1 » منصوب كرد . در جنگ صفين هنگامى كه حضرت على ( ع ) زياد بن نضر و شريح بن هانى را در رأس نيروهاى پيشتاز به سمت شام گسيل داشت و نيروهاى دشمن اظهار فرمانبرى نكردند ، مالك را به سوى آن دو فرستاد تا فرماندهى كل آن نيروها را در اختيار گيرد و نامه‌هايى هم با اين مضمون به آن دو نوشت : من مالك را فرمانده شما قرار دادم ، بر شماست كه فرمانبر او باشيد . او كسى نيست كه وجودش مايهء نگرانى باشد . او كسى نيست كه در جايى كه لازم است شتاب كند كندى پيشه كند ، يا جايى كه بايد به كندى عمل كند ، شتاب گيرد . . . نخستين جنگ مالك اشتر در صفين در ماجراى راندن دشمن از سلطه بر آب بود .

--> ( 1 ) . اعراب سرزمينهاى بين النهرين عليا را جزيره مىناميدند ، زيرا آبهاى دجله و فرات عليا جلگه‌هاى آنجا را در بر مىگرفت . ( دهخدا )