المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
99
مروج الذهب ( فارسى )
كثير بن عمرو مدنى بود . سعد بن ابى سعد حنفى و عبد الله خطل طائى زخمدار شدند . عبد الله بن سعد بن نفيل نيز كشته شد . وقتى باقيماندهء ترابيان بدانستند كه در مقابل شاميان تاب مقاومت ندارند ، از آنها كناره گرفتند و برفتند و سالارشان رفاعة بن شداد بجلى بود . ابو الحويرث عبدى با گروهى بجا ماند ، و مردم شام كه ثبات و مقاومت اين گروه اندك را بديدند ، از آنها تقاضاى متاركه كردند ، از آن پس اهل كوفه و مداين و بصره بشهرهاى خودشان رفتند . ترابيان هنگام بازگشت از عين الورده شنيدند كه يكى بصداى بلند ميگفت : « اى ديده هنگام شب بر « ابن صرد » گريه كن كه در جنگ چون شيرى بود . نكو برفت و هدايت يافته بود و در اطاعت خداى جانبازى كرد . » . ابو مخنف لوط بن يحيى و ديگر اصحاب تاريخ و سيرت ، نام كسانى از ترابيان را كه با سليمان بن صرد خزاعى در عين الورده كشته شدهاند ، ياد كردهاند كه شمار - شان اندك است . ابو مخنف در كتاب « اخبار الترابيين به عين الورده » قصيدهء مفصلى منسوب به اعشى همدان ، نقل كرده كه ضمن آن ترابيان عين الورده را رثا گفته و از اعمال آنها ياد كرده ، از جمله اينست : « برفتند و بعضى جوياى تقوى بودند و بعضى ديگر روز پيش توبه كرده بودند . در عين الورده با سپاه دشمن بر خوردند و با شمشير از آنها استقبال كردند . پس از آن از شام سپاهى چون موج دريا سوى آنها آمد و همچنان مقاومت كردند تا جمعشان بنابودى كشيد و جز دستههاى پراكنده نجات نيافت . آنها كه ثبات ورزيدند ، به خاك افتادند و خزاعى سالارشان از پا در آمد ، گوئى هرگز جنگى نكرده بود . سالار بنى شمخ با تيمى كه رهبر دستهها بود با عمرو بن عمر بن بشر و خالد و بكر وزيد و حليس بن غالب ، ضربتهاى سر شكاف و زخمهاى كارى زدند . اى بهترين سپاه عراق سيراب باشيد و پراكنده مشويد . اگر كشته شديد ، كشته شدن بهترين مرگ است . و هر كسى روزى طعمهء حادثات مىشود . آنها كشته نشدند تا