المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

61

مروج الذهب ( فارسى )

دين مسيح عليه السلام بود . پيش از بعثت پيمبر شنيده بودند كه يكى از آسمان ندا ميداد : « بهترين مردم جهان سه كسند رئاب شنى و بحيراى راهب و يكى ديگر كه هنوز نيامده است » يعنى پيمبر عليه السلام . و هر يك از فرزندان رئاب كه بمرد همزادى بر قبر وى ديده ميشد . و هم از ايشان اسعد ابو كرب حميرى بود كه مؤمن بود و هفتصد سال پيش از بعثت پيمبر به دو ايمان آورده بود و گفت : « شهادت مىدهم كه احمد پيمبر خدائيست كه آفريدگار جهانست و اگر عمر من تا دوران وى دراز شود وزير و پسر عم وى خواهم بود و همهء مردم جهان را از عرب و عجم باطاعت او وادار خواهم كرد . » وى اول كس بود كه پرده‌هاى چرمى و حوله‌ها به كعبه پوشانيد و يكى از حميريان در اين باب گويد : « ما بوديم كه بخانه‌اى كه خدايش محترم كرده بود ، پردهء كتان و حوله‌ها پوشانيديم . » و هم از فترتيان قس بن ساعده ايادى از طايفهء اياد بن اد بن معد بود . وى حكيم عرب بود و معتقد معاد بود . همو بود كه ميگفت : « هر كه زنده باشد خواهد مرد و هر كه بميرد از دست ميرود و هر چه آمدنيست زود بيايد » . مردم عرب از حكمت و عقل او مثلها آورده‌اند . اعشى گويد : « خردمندتر از قيس و جسورتر از آنكه در غولگاه خفان اقامت گرفت . » جمعى از قوم اياد بحضور پيمبر صلى الله عليه و سلم آمدند . وقتى از آنها دربارهء قيس پرسيد گفتند مرده است . فرمود : « خدايش بيامرزد ، گويى او را مىبينم كه در بازار عكاظ بر شتر سرخى سوار است و گويد : اى مردم فراهم شويد و بشنويد و بخاطر سپاريد هر كه زنده باشد خواهد مرد و هر كه بميرد از دست ميرود و هر چه آمدنيست زود بيايد . اما بعد در آسمان خبرهاست و در زمين عبرتهاست ، درياها