المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

771

مروج الذهب ( فارسى )

ذكر مقتل امير المؤمنين على بن ابى طالب رضى الله عنه در سال چهلم جماعتى از خوارج در مكه فراهم شدند و درباره مردم و جنگ و فتنه‌اى كه دچار آن شده بودند گفتگو كردند و سه تن از آنها پيمان كردند كه على و معاويه و عمرو بن عاص را بكشند و وعده نهادند و بنا شد هر يك از آنها از جانب كسى كه مامور او مىشود برنگردد مگر او را بكشد يا كشته شود از جمله اين سه كس عبد الرحمن بن ملجم لعنة الله عليه بود وى از تيره تجيب بود كه جزو طايفه مراد بشمار بودند و به مراد منسوب شد و حجاج بن عبد الله صريمى كه برك لقب داشت و زادويه مولاى بنى العنبر . ابن ملجم لعنة الله عليه گفت « من على را ميكشم » برك گفت « من معاويه را ميكشم » زادويه گفت « من عمرو بن عاص را ميكشم » و وعده نهادند كه اين كار در شب هفدهم ماه رمضان و بقولى شب بيست و يكم انجام شود عبد الرحمن بن ملجم مرادى بسوى على در حركت كرد و چون بكوفه رسيد بنزد قطام دختر عموى خود رفت كه على در جنگ نهروان پدر و برادر او را كشته بود و از همه اهل زمانه خود زيباتر بود عبد الرحمن از او خواستگارى كرد و او گفت « زنت نميشوم تا مهرم را تعيين كنى » گفت « هر چه بخواهى مىدهم » گفت « سه هزار سكه و يك غلام و يك كنيز و اينكه على بن ابى طالب را بكشى » گفت « آنچه را خواستى مهر تو كردم مگر كشتن على بن ابى طالب كه مقدور نيست » گفت « او را غافلگير كن اگر بر او دست يافتى انتقام مرا گرفته‌اى و با من بخوشى زندگى خواهى كرد و