المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
749
مروج الذهب ( فارسى )
گفت در قسمت اول با من مخالفت كرديد در اين قسمت مخالفت نكنيد من نظر ندارم كه ابو موسى اشعرى را انتخاب كنم » اشعث و همراهان وى گفتند « ما جز به ابو - موسى اشعرى رضايت نخواهيم داد » گفت « واى بر شما او قابل اعتماد نيست از من بريد و مردم را از كمك من باز داشت و چنين و چنان كرد » و كارهائى را كه ابو موسى كرده بود بر شمرد « آنگاه چند ماه فرارى بود تا او را امان دادم ولى اين كار را بعبد الله بن عباس ميسپارم » اشعث و ياران او گفتند « به خدا نبايد دو تن مضرى در باره ما حكميت كنند » على گفت « پس اشتر را انتخاب ميكنم » گفتند « مگر آتش اين اختلاف را كسى جز اشتر دامن زده است » گفت « هر چه ميخواهيد بكنيد و هر چه بنظرتان ميرسد عمل كنيد » آنها نيز كس پيش ابو موسى فرستادند و قصه را براى او نوشتند وقتى به ابو موسى گفتند « مردم صلح كردهاند » گفت « الحمد لله » گفتند « و ترا حكم كردهاند » گفت « انا لله و انا اليه راجعون »