المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

748

مروج الذهب ( فارسى )

اشتر گفتند اما اشعث بن قيس گفت « ما اكنون نيز با تو همانيم كه ديروز بوده‌ايم و ندانيم فردا چه خواهد بود اكنون آهن كند شده و بصيرت‌ها تيره شده است » . و سخن بسيار گفت على گفت « واى بر شما آنها قرآن را از اين جهت بر سر نيزه كرده‌اند كه مطالب آن را ميدانند ولى به آن عمل نميكنيد از روى خدعه و حيله قرآن بر سر نيزه كرده‌اند . » به دو گفتند « ما نميتوانيم وقتى ما را بكتاب خدا ميخوانند نپذيريم » گفت « واى بر شما با آنها جنگ كرديد كه به كتاب خدا معترف شوند زيرا فرمان خدا را عصيان كرده و كتاب او را پشت سر گذاشته بودند كار خود را ادامه دهيد و با دشمن خويش بجنگيد كه معاويه و ابن عاص و ابن ابى معيط و حبيب بن مسلمه و ابن النابغه و كسانى همانند آنها اهل دين و قرآن نيستند من آنها را بهتر از شما ميشناسم كه در طفوليت با آنها همدم بوده‌ام و بدترين اطفال و بدترين مردانند » و با قوم خود گفتگوى بسيار داشت كه شمه‌اى از آن را بياورديم اما وى را تهديد كردند كه با او همان ميكنند كه با عثمان كرده‌اند اشعث گفت « اگر بخواهى من پيش معاويه ميروم بپرسم منظورش چيست » گفت « اين مربوط به خود تو است اگر ميخواهى برو » اشعث پيش معاويه رفت و از منظور او پرسيد معاويه گفت « ما و شما بكتاب خدا و آنچه در كتاب خويش فرمان داده مراجعه ميكنيم شما يكى را كه مورد قبولتان باشد انتخاب ميكنيد ما نيز يكى را ميفرستيم و از آنها تعهد و پيمان ميگيريم كه طبق مندرجات كتاب خدا عمل كنند و از آن تجاوز نكنند و همگى از حكم خدا كه مورد اتفاق ايشان باشد اطاعت ميكنيم » اشعث گفتار او را درست شمرد و بنزد على بازگشت و قضيه را به دو خبر داد بيشتر مردم گفتند « رضايت داريم و مىپذيريم و اطاعت ميكنيم » مردم شام عمرو بن عاص را انتخاب كردند . اشعث و كسانى كه بعدها عقيده خوارج گرفتند « ما ابو موسى اشعرى را انتخاب ميكنيم » على