المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

735

مروج الذهب ( فارسى )

و رفت و آمد ما بين آنها مكرر شد و توافق شد كه تا آخر محرم سال سى و هفت را با آرامش بگذرانند مسلمانان به علت اشتغال بجنگ از جهاد دريا و خشكى وا ماندند معاويه كه بجنگ على مشغول بود با پادشاه روم صلح كرد و قرار شد مالى براى او بفرستد ما بين على و معاويه بجز توافق آرامش در ماه محرم صلحى نبود و دو قوم مصمم بودند پس از انقضاى محرم جنگ كنند . حابس بن سعد طائى پرچمدار معاويه در اين باب گويد : « تا وقت مرگها بيش از هفت يا هشت روز كه از محرم باقى مانده فاصله نيست » و چون روز آخر محرم رسيد پيش از غروب خورشيد على باهل شام پيغام داد كه من بر ضد شما از كتاب خدا دليل آورده‌ام و شما را بدان خوانده‌ام و اكنون نيز بهمگى اعلام ميكنم كه خدا مكر خيانتكاران را بسامان نميبرد . جوابشان اين بود كه ميان ما و تو شمشير است تا آنكه زبون‌تر است نابود شود . صبح روز چهارشنبه اول صفر على سپاه را ترتيب داد و اشتر را پيش صف سپاه كرد پس از صف آرائى اهل شام و اهل عراق ، معاويه حبيب بن مسلمه فهرى را بمقابله مالك فرستاد و همه روز جنگى سخت در ميانه رفت و از دو طرف عده‌اى كشته شد آنگاه دست از جنگ بداشتند . و چون روز پنجشنبه رسيد كه روز دوم بود على هاشم بن عتبة بن ابى وقاص زهرى مرقال را كه برادر زاده سعد بن ابى وقاص بود بميدان فرستاد وى را مرقال از اين جهت گفتند كه در جنگ چابك بود . وى يك چشم بود و يك چشمش در جنگ يرموك كور شده بود و از شيعه على بود و ما تفصيل آن روز را كه چشمش كور شد و شجاعتها كه آن روز نمود در كتاب اوسط ضمن سخن از فتوح شام آورده‌ايم . معاويه ابو اعور سلمى را كه نامش سفيان بن عوف بود و از پيروان معاويه و مخالفان على بود بمقابله او فرستاد و جنگى سخت در ميانه رخ داد و آخر روز از ميدان برفتند