المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

48

مروج الذهب ( فارسى )

آورده‌اند كه در توبرهء داود سه سنگ بود كه همه با هم شد و يك سنگ شد و حكايت آن را در كتب سابق خويش آورده‌ايم . و جالوت با همان سنگ كشته شد ، و كسانى كه دهان به آب فرو بردند و مخالف فرمان رفتار كردند بدست طالوت كشته شدند و ما خبر زره‌اى را كه پيمبر بنى اسرائيل گفته بود بتن هر كه راست آمد جالوت را تواند كشت و اينكه به تن داود راست آمد و خبر اين جنگها و حكايت رودى كه آب آن روى هم سوار شد و قصهء پادشاهى طالوت و اخبار بربران و آغاز كارشان را در كتاب اخبار الزمان آورده‌ايم و پس از اين شمه‌اى از اخبار بربران را كه در نواحى مختلف پراكنده شدند در همين كتاب در موقع مناسب بياريم . و خدا داود را بلند آوازه كرد و شهرت طالوت را كاهش داد . طالوت از وفا به شرطى كه با داود كرده بود ابا داشت اما چون بديد كه مردم به دو مايلند دختر خويش را زن او كرد و يك سوم ماليات و يك ثلث حكومت و يك ثلث مردم را به دو داد ولى بعد به دو حسد برد و خواست نامردانه خونش بريزد و خدا عز و جل از اين كار بازش داشت اما داود نخواست رقيب پادشاهى او شود . و كار داود بالا گرفت و طالوت بر تخت شاهى بخفت و شبانگاه از غم بمرد و بنى اسرائيل مطيع داود عليه السلام شدند ، مدت پادشاهى طالوت بيست سال بود . آورده‌اند كه محل قتل جالوت در بيسان از سرزمين غور اردن بود . و خدا آهن را براى داود نرم كرد كه از آن زره ميساخت و كوهها را مسخر او كرد با پرندگان كه همراه وى تسبيح ميگفتند . و داود با اهل مواب از سرزمين بلقا پيكار كرد و خدا زبور را به زبان عبرى در يكصد و پنجاه سوره بر او نازل كرد كه سه قسمت بود ، يك ثلث دربارهء بلياتى بود كه ميبايد از بخت النصر ببينند و سرگذشت او در ايام آينده و يك ثلث دربارهء محنتهايى بود كه ميبايد از مردم آثور ببينند و ثلث ديگر وعظ و ترغيب و تمجيد و تهديد بود و امر و نهى و تحليل و تحريم در آن نبود ، و كار داود استقرار يافت و كافران متمرد از مهابت وى به اطراف زمين رفتند ، و داود در اورشليم عبادتگاهى