المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

49

مروج الذهب ( فارسى )

بساخت كه همان بيت المقدس است و تاكنون يعنى سال سيصد و سى و دو بجاست و محراب داود عليه السلام نام دارد و اكنون در همه شهر بيت المقدس بنايى مرتفع‌تر از آن نيست و از بالاى آن بحيرة المنتنه و رود اردن را كه از پيش ياد كرديم توان ديد . حكايت داود با دو مدعى چنان بود كه خداوند عز و جل در كتاب خويش آورده كه به يكيشان پيش از آنكه گفتهء ديگرى را بشنود گفت : « با تو ستم كرده است . . . تا آخر آيه » . كسان دربارهء گناه داود خلاف كرده‌اند بعضيها نظرى همانند ما داشته و گناه و تعمد فسق را از پيمبران نفى كرده و آنها را معصوم شمرده‌اند . بنابر اين گناه داود همان بود كه گفتيم . خداوند عز و جل گويد : « اى داود ما ترا در زمين جانشين كرده‌ايم پس ميان مردم مطابق حق حكم كن » بعضى ديگر گفته‌اند گناه داود مربوط بقصهء اورياء بن حيان و مقتل وى بود كه در كتاب المبتدا و جاهاى ديگر آورده‌ايم و خدا عز و جل از پس چهل روز كه داود روزه‌دار و گريان بود توبهء او را پذيرفت . داود يكصد زن داشت . سليمان بن داود بزرگ شد و مهارت يافت و در قضاوت پدر دخالت كرد و خدايش گفتار قاطع عطا كرد چنان كه او عز و جل در كتاب خويش خبر داده كه هر دو را حكمت و علم داديم . وقتى مرگ داود در رسيد سليمان را وصى خويش كرد و جان داد . پادشاهى سليمان بر فلسطين و اردن چهل سال بود و سپاهش شصت هزار بود همه شمشيرزن و جوان خط ندميده و شجاع و جنگاور . لقمان حكيم بدوران داود عليه السلام بديار مدين و ايله بود . وى لقمان بن عنقاء بن مربد بن صاوون بود و اصل از نوبه داشت و غلام قين بن جسر بود و بسال دهم حكومت داود عليه السلام چشم به دنيا گشود . وى بنده‌اى پارسا بود و خدا عز و جل بر او منت نهاد و حكمت عطا كرد و همچنان تا دوران يونس بن متى كه پيمبر نينواى موصل بود عمرش دوام داشت و حكمت و زهد دنيا را رواج ميداد . وقتى خدا داود