المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

659

مروج الذهب ( فارسى )

درباره بيعت على بن ابى طالب با ابو بكر اختلاف است . بعضىها گفته‌اند ده روز پس از مرگ فاطمه يعنى هفتاد و چند روز پس از وفات پيمبر صلى الله عليه و سلم بيعت كرد و بقولى بيعت سه ماه و بقولى شش ماه پس از مرگ فاطمه بود و جز اين نيز گفته‌اند . وقتى ابو بكر اميران را بشام ميفرستاد ضمن مشايعت يزيد بن ابى سفيان از جمله سفارشها كه به دو كرد چنين گفت « وقتى به اهل قلمرو خود رسيدى وعده خير و نتيجه خير به آنها بده و چون وعده دادى وفا كن و سخن بسيار با آنها مگو كه بعضى مايه فراموشى بعض ديگر شود . خويشتن را اصلاح كن تا مردم با تو سازگار باشند وقتى فرستادگان دشمن سوى تو آمدند آنها را محترم بدار زيرا كه اين اولين خير تو است كه به آنها ميرسد و آنها را كمتر نگهدار تا زودتر بروند و از وضع تو بىخبر مانند كسان خويش را از گفتگو با ايشان منع كن و شخصاً با آنها سخن كن امور نهان و آشكار خود را با هم مياميز كه كارت آشفته شود وقتى مشورت ميكنى حقيقت را بگو تا مشورت سودمند افتد و چيزى را از مستشار نهان مكن كه صدمه از خويش بينى وقتى از وضع جنگى دشمن خبر يافتى با كسى مگو تا شخصاً مشاهده كنى در سپاه خود همه چيز را مكتوم دار و نگهبانان بگمار و شب و روز ناگهان بر آنها در آى هنگام جنگ پايمردى كن و بزدلى مكن كه ديگران نيز بزدل شوند . » و ما برعايت اختصار بسيارى اخبار را در اين كتاب نياورديم از جمله خبر عنسى كذاب معروف به عيهله و حكايت‌ها كه در يمن و صنعا داشت و دعوى پيمبرى او و كشته شدنش و خبر فيروز و حكايتها كه ابناء يعنى ايرانيان يمنى داشتند و خبر طليحه و دعوى پيمبرى كردنش و خبر سجاح دختر حارث بن سويد و بقولى دختر غطفان كه ام صادر كنيه داشت و قيس بن عاصم درباره او گفته بود : « خانم پيمبر ما يك زن است كه بر او طواف ميبريم در صورتى كه پيمبران