المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

651

مروج الذهب ( فارسى )

است و مرد قرين دوستان خويش است و هر چه بدست آرد متعلق به اوست و هر كه بكوچك ما رحم نكند و حق بزرگ ما را نشناسد از ما نيست و كسى كه مورد مشورت قرار گيرد امانت دار است و هر كه ضمن دفاع از مال خود كشته شود شهيد است و روانيست كه مؤمن بيش از سه روز با برادر خود قهر باشد و راهبر خير چون عامل خير است و پشيمانى توبه است و طفل از بستر است و نصيب زناكار سنگ است و هر عمل نيكى صدقه است و كسى كه سپاس مردم ندارد سپاس خدا را نخواهد داشت و گمشده را جز گمراه نگه نميدارد و دوستىاى كه نسبت به چيزى دارى چشم را كور و گوش را كر مىكند و سفر پاره‌اى از عذاب است و اين سخن كه با انصار گفت : شما وقت اميد اندك و بوقت بيم فراوان ميشويد و اين سخن كه مسلمانان متعهد شرطهاى خويشند مگر شرطى كه حلالى را حرام يا حرامى را حلال كند و هر كس به بالاى مجلس و بالاى حيوان خود بيشتر از ديگران حق دارد و مردم چون فلز طلا و نقره‌اند و ظلم ظلمات روز قيامت است و مصافحه اكمال درود گفتن است و جانها بفطرت كسانى را كه با آنها نيكى كنند دوست دارند و هر كه از تو گله كرد ايمنت كرد و مال از صدقه كاهش نگيرد و كسى كه از گناه توبه كند چنانست كه گناه نكرده است و حاضر چيزها مىبيند كه غايب نمىبيند و حق را كم باشد يا زياد با نجابت بگير و دستمزد اجير را پيش از آنكه عرقش خشك شود بپردازيد و نيكوكاران اين جهان نيكوكاران آن جهانند و بهشت زير سايه شمشيرهاست و هر كه همسايه‌اش از شرش بترسد مؤمن نيست و از آتش دورى كنيد و لو بوسيله يك نيمه خرما و زنان را بى لباس بگذاريد تا در خانه بمانند و سخن خوب صدقه است و كسى كه براى تو حقوقى همانند حقوق خويش قائل نيست در مصاحبتش خيرى نيست و دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است و تاجر راستگو فقير نميشود و دعا اسلحه مؤمن است و بهترين كارها آنست كه معتدلتر است و وقتى كسى بديدار شما آمد احترامش