المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

650

مروج الذهب ( فارسى )

از مردم بدان تمثل كنند و عوام بسيارى از آن را ضمن سخنان خود به كار برند و در مثلها و خطابه‌ها بيارند و غالبا ندانند نخستين كس كه اين سخن گفته رسول الله صلى الله عليه و سلم بوده است . او عليه السلام فرمود : مماطله توانگر ستم است و هر كه از توانگرى عقب اندازد انداخته است و روحها سپاههاى منظم است هر كدام آشناى هم بوده موالفند و هر كدام آشنا نبوده‌اند مخالفند و سر حكمت شناخت خداست و اى سپاه خدا سوار شويد و شما را به بهشت مژده باد و اكنون تنور جنگ گرم است و دو بز در اين قضيه بهم شاخ نخواهد زد و مؤمن از يك سوراخ دو بار گزيده نشود و مرد از دست خويش بليه مىبيند و خبر چون معاينه نيست و دلير آنست كه بر خويشتن چيره شود و بركت را در سحر خيزى امت من نهاده‌اند و ساقى قوم پس از همه نوشد و مجلسها را امانت بايد و اگر كوهى بكوهى ستم كند خدا كوه ستمگر را بكوبد و از عيال خويش آغاز كن و از قطع نفس مرد منظور كسى است كه ناگهانى و بدون علت و موجب و سببى از اسباب مرگ مرده است و امت من مادام كه امانت را غنيمت و زكات را غرامت نداند قرين خير است و علم را به نوشتن مهار كنيد و بهترين مال چشم بيدارى است كه متعلق به چشم خواب باشد و مسلمان آينه مسلمان است و خدا رحمت كند كسى را كه نكو گويد و غنيمت برد يا خاموش ماند و بسلامت رود و مرد با برادر خود بسيار مىشود و دست دهنده بهتر از دست گيرنده است و بد نكردن صدقه است و فضيلت علم بيش از فضيلت عبادت است و بىنيازى حقيقى بىنيازى جان است و عبادت به نيت وابسته است و دردى از بخل بدتر نيست و حيا سراسر نيكى است و به پيشانى اسب نيكى بسته‌اند و نيك بخت آنكه از حال ديگران پند گيرد و وعده مؤمن چون عمل است و بعضى شعرها حكمت و بعضى بيانها جا دوست و عفو شاهان مايه دوام پادشاهى است و به آنكه در زمين است رحم كن تا آنكه در آسمان است به تو رحم كند و مكر و خدعه در جهنم