المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

641

مروج الذهب ( فارسى )

ذكر كارها و احوالى كه از مولد تا وفات وى ( صلى الله عليه و سلم ) بود در قسمتهاى گذشته اين كتاب درباره مولد و مبعث و وفات او عليه السلام شمه‌اى گفتيم كه دانشمند حقيقت جو و شاگرد هدايت طلب را كافى است و در اثناى آن شمه‌اى از حوادث را نيز بگفتيم و اين باب را بنقل حوادث ايام وى به ترتيب سالها از مولد تا وفات اختصاص داديم تا وصول بدان براى طالبان آسان باشد اگر چه مختصرى از مشروح اين باب را در بابهاى پيش آورده‌ايم . در سال اول مولدش او را به حليمه دختر حارث بن شجنة بن جابر بن رزام بن ناصر بن سعد بن بكر بن هوازن بن منصور بن عكرمة بن خصفة بن قيس عيلان بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان سپردند . بسال پنجم تولدش حليمه به ترتيبى كه سابقا در همين كتاب گفته‌ايم او را بمادرش پس داد بسال ششم مادرش او را براى زيارت خالگانش همراه برد و در ابواء ما بين مكه و مدينه وفات يافت و ام ايمن خبر يافت و برفت و او را به مكه آورد . ام ايمن كنيز وى بود كه از مادرش به ارث برده بود . بسال نهم با عموى خود ابو طالب بشام رفت و بقولى وقتى با عموى خود بشام رفت سيزده ساله بود . ابو طالب برادر پدرى و مادرى عبد الله پدر پيمبر ( صلى الله عليه و سلم ) بود بدين جهت از ميان برادران ديگر يعنى عباس و حمزه و زبير و حجل و مقوم و ضرار و حارث و ابو لهب كه جمعا ده پسر عبد المطلب بودند او سرپرستى پيمبر صلى الله عليه و سلم را به عهده گرفت . عبد المطلب شانزده فرزند داشت ، ده پسر كه گفتيم و