المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
46
مروج الذهب ( فارسى )
كه از آل منشا بود چهل سال حكومت داشت و شاهان مدين را بكشت ، پس از او پسرش ابيمالخ سه سال و سه ماه حكومت كرد سپس تولع از آل افراين بيست و سه سال حكومت يافت ، پس از او يامين از آل منشا بيست و دو سال ، پس از آن ملوك عمان هيجده سال و سه ماه ، پس از آنها نحشون از مردم بيت لحم هفت سال ، آنگاه شنشون بيست سال ، پس از او املج ده سال ، سپس عجران هشت سال حكومت كردند . آنگاه مدت چهل سال مقهور ملوك فلسطين شدند آنگاه ، عيلان كاهن چهل سال حكومت كرد كه بدوران وى بابليان بر بنى اسرائيل چيره شدند و تابوت را كه بنى اسرائيل پيروزى از آن ميجستند بغنيمت گرفتند و به بابل بردند و يهودان را از خانه و فرزند آواره كردند و حكايت قوم حزقيل رخ داد ، همانها كه هزاران كس از ايشان از بيم مرگ از ديار خويش برون شدند و خدا به آنها گفت بميريد و سپس زندهشان كرد كه طاعون در ايشان افتاده بود و سه سبط از آنها بجا ماند كه يك دسته بريگستان رفت و دستهء ديگر بارتفاعات كوهستان و دستهء سوم بيكى از جزاير دريا پناه برد و حكايتى دراز داشتند تا بديار خود باز گشتند و به حزقيل گفتند : « قومى را ديدهاى كه به قدر ما رنج ديده باشد ؟ » گفت : « نه و نشنيدهام كه قومى چون شما از خدا گريخته باشند . » آنگاه خدا مدت هفت روز طاعون را بر آنها مسلط كرد و همگى تا آخر بمردند . از پس عيلان كاهن شموئيل بن بروحان بن ناحورا كار بنى اسرائيل را بدست گرفت و پيمبرى يافت و بيست سال ميان آنها بسر برد و خدا جنگ از بنى اسرائيل برداشت و كارشان را سامان داد كه بهم پيوستند و به شموئيل گفتند پادشاهى براى ما انتخاب كن كه با ما در راه خدا جنگ كند و او بگفت تا طالوت را بسلطنت بردارند . وى شاول بن بشر بن اينال بن طرون بن بحرون بن افيح بن سميداح بن فالح بن بنيامين بن يعقوب بن اسحاق ابن ابراهيم عليهم السلام بود كه خدايش پادشاه بنى اسرائيل كرد و هيچكس پيش از آن چون طالوت متحدشان نكرده بود . از آن هنگام كه موسى عليه السلام با