المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

631

مروج الذهب ( فارسى )

ذكر مبعث او ( صلى الله عليه و سلم ) و حوادثى كه تا هجرت بود آنگاه پنج سال پس از بناى كعبه به ترتيبى كه گفتيم خداوند رسول خويش را مبعوث كرد و به شرف پيمبرى اختصاص داد در اين وقت چهل سال تمام داشت و سيزده سال در مكه ماند كه مدت سه سال دعوت وى مخفى بود خديجه دختر خويلد را در بيست و پنج سالگى بزنى گرفت و هشتاد و دو سوره قرآن در مكه به دو نازل شد و بقيه بعضى از اين سوره‌ها در مدينه نزول يافت . نخستين قسمت قرآن كه نازل شد « اقرأ باسم ربك الذى خلق » بود و جبريل صلى الله عليه و سلم شب شنبه و پس از آن شب يكشنبه نزد وى آمد و روز دوشنبه درباره رسالت با وى سخن گفت و اين در كوه حرا بود و نخستين جائى كه قرآن نازل شد همانجا بود و اولين سوره را تا « علم الانسان ما لم يعلم » با او بگفت و بقيه آن بعدها نازل شد به او خطاب آمد كه نماز را دو ركعت دو ركعت مقرر كند و بعدها مامور شد كه نماز را كامل كند در سفر همان دو ركعت ماند و نماز غير مسافر افزوده شد . مبعث او ( صلى الله عليه و سلم ) بسال بيستم پادشاهى خسرو پرويز و سال دويستم پيمان ربذه و سال ششهزار و صد و سيزدهم هبوط آدم عليه السلام بود . اين تاريخ را از يكى از حكيمان عرب كه در صدر اول اسلام ميزيسته و كتابهاى سلف را خوانده بود نقل كرده‌اند كه از آنجا استخراج كرده و ضمن قصيده‌اى مفصل در اين باب گويد « بسال ششهزار و يكصد و سيزده خدا او را به پيمبرى ما فرستاد كه راهنماى طريق بود »