المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

44

مروج الذهب ( فارسى )

عماليق را از پى او روان كرد و بسرزمين شام حمله‌ها برد و مدت يوشع بن نون در بنى اسرائيل از پس وفات موسى بن عمران بيست و نه سال بود . وى يوشع بن نون بن افرائيم بن يوسف بن يعقوب بن اسحاق بن ابراهيم بود . گويند آغاز جنگ يوشع بن نون با سميدع پادشاه عماليق بديار ايله بنزديك مدين بود كه عوف بن سعد جرهمى در اين باره گويد : « مگر نديدى كه گوشت عملقى پسر هوبر در ايله پاره پاره شد و گروههاى يهود كه هشتاد هزار تن بى زره و زره دار بودند بر او حمله بردند و او نيز چون عماليق ديگر شد كه پس از او آمدند فرارى و حيرت زده بر زمين ميدويدند كه گفتى ميان كوههاى مكه نبوده‌اند . و پيش از آن كسى سميدع را نديده بود . » در يكى از دهكده‌هاى بلقا بقلمرو شام مردى بود بلعم نام كه پسر باعوراء بن سنور بن وسيم بن ناب بن لوط بن هاران بود و مستجاب الدعوه بود . قومش به او گفتند يوشع ابن نون را نفرين كند و نتوانست كرد و عاجز ماند و با بعضى ملوك عماليق بگفت تا زنان زيبا را باردوگاه يوشع بن نون بفرستند . چنين كردند و يهودان با زنان در آميختند و طاعون در ميان ايشان افتاد و هفتاد هزار كس به هلاكت رسيد ، و بيش از اين نيز گفته‌اند . بلعم همانست كه خدا خبر داد كه آيه‌ها به دو داده بود و از آن برون شد . گويند يوشع بن نون به صد و بيست سالگى درگذشت . از پى يوشع ابن نون كالب بن يوقنا بن بارض بن يهوذا در بنى اسرائيل پا گرفت . وى و يوشع دو مردى بودند كه خدا نعمتشان داده بود و يادشان بكتاب خدا هست . مسعودى گويد : در كتابى ديدم كه پس از وفات يوشع بن نون كوشان كفرى