المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

606

مروج الذهب ( فارسى )

شهر يك ساعت راه فاصله دارد و بر كنار چشمه‌ايست و عيد مخصوص دارد و يكى از گردشگاههاى فارس است ميان شهر گور بنايى بوده كه ايرانيان آن را محترم ميداشته - اند و طربال نام داشته كه مسلمانان آن را ويران كرده‌اند . از گور تا شهر كوار ده فرسخ است و گلاب كوارى را آنجا ميگيرند و بانجا منسوب است گلابى كه در گور و كوار ميگيرند خوشبوترين گلاب جهان است بسبب خاك خوب و هواى صاف كه اين دو شهر دارد . رنگ مردم اين شهرها سرخ و سپيدى است كه در ديگر مردم شهرها نيست . از كوار تا شهر شيراز مركز فارس ده فرسخ است گور و كوار و شيراز و ديگر شهرهاى فارس اخبار بسيار دارد و بناهاى آنجا را حكايتهاست كه ذكر آن بدرازا ميكشد و ايرانيان همه را مدون كرده‌اند در فارس محلى نيز بنام « آب آتش » معروف بوده كه بر سر آن معبدى ساخته‌اند كورش شاه بهنگام تولد مسيح عليه السلام سه كس را فرستاد بيكى كيسه كندر و به ديگرى مرو سومى را يك كيسه خاك طلا داد و گفت بوسيله ستاره‌اى كه اوصاف آن را گفته بود راه جويند آنها برفتند و در شام بنزد حضرت مسيح و مادر او مريم رسيدند نصارى درباره حكايت اين سه نفر مبالغه ميكنند و اين خبر در انجيل هست كه كورش پادشاه ستاره را كه هنگام مولود عيسى مسيح طالع شده بود ديده بود و چون اينان راه ميرفتند ستاره راه ميرفت و چون توقف ميكردند توقف ميكرد و ما تفصيل اين قصه را با آنچه مجوس و نصارى درباره آن گفته‌اند و قضيه نانهائى كه مريم به آن سه نفر داد و فرستادگان در فارس آن را زير سنگى نهادند كه به زمين فرو رفت و بجستجوى آن زمين را تا روى آب بشكافتند و آن را بيافتند كه چون دو شعله آتش روى زمين فروزان بود و مطالب ديگرى كه در اين باب گفته‌اند در كتاب اخبار الزمان آورده‌ايم . اردشير بروز دوم كه بر ايران تسلط يافت آتشكده‌اى بنام بارنوا بساخت آتشكده ديگرى نيز بر ساحل خليج قسطنطنيه روم بود كه شاپور پسر اردشير پسر بابك كه بشاپور سپاه معروف است هنگامى كه با سپاه براى محاصره قسطنطنيه