المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

607

مروج الذهب ( فارسى )

بر ساحل خليج فرود آمد و بود آن را بساخت و همچنان تا دوران خلافت مهدى بجا بود و ويران شد و خبرى عجيب داشت شاپور سپاه هنگام محاصره قسطنطنيه ساختمان اين آتشكده را با روميان شرط كرده بود وى با سپاه ايران و ترك و سپاه شاهان اقوام ديگر تا قسطنطنيه رفته بود و بسبب كثرت سپاهى كه همراه داشت او را شاپور سپاه لقب دادند . شاپور وقتى بديار بين النهرين رسيد از راه بگشت و پاى قلعه معروف خضر فرود آمد اين قلعه از ساطرون ابن اسيطرون پادشاه سريانيان بود و در ناحيه آياجر از روستاهاى موصل جاى داشت شاعران از ساطرون سخن داشتند كه ملكش بزرگ و سپاهش فراوان بود و اين قلعه را نيك ساخته بود از جمله ابو دواد جارية بن حجاج ايادى درباره او گفته بود « من مرگ را مىبينم كه از قلعه حضر بر ساطرون سالار مرم قلعه كه از حوادث ايمن ميزيست و ثروت و جواهر نهفته داشت آويزان شده بود . » گويند نعمان بن منذر از فرزندان ساطرون بن اسيطرون بود و بطوريكه گفته‌اند نسب وى چنين بود : نعمان بن منذر بن امرؤ القيس بن عمرو بن عدى بن نصر بن ساطرون بن اسيطرون ساطرون و اسيطرون لقب است و اينان شاهان سريانيان بوده‌اند آنگاه پس از اينها كه بگفتيم و روزگار نابودشان كرده بود ولايت به ضيزن بن جيهله رسيد جيهله ماد روى بود و پدرش معاويه بود و پادشاهى قوم خويش را از تنوخ بن مالك بن فهم بن تيم اللات بن اسد بن وبرة بن تغلب بن حلوان بن عمران بن الحاف بن قضاعه داشت و نسب وى چنين بود ضيزن بن معاوية بن عبيد بن حرام بن سعد بن سليح بن حلوان بن عمران بن الحاف بن قضاعه . وى سپاه بسيار داشت و با روميان به صلح بود و بايشان تمايل داشت و مردان وى بعراق و سياهبوم عراق حمله ميبردند و شاپور كينه ايشان را بدل داشت و چون پاى قلعه وى فرود آمد ضيزن در قلعه به تحصن