المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

42

مروج الذهب ( فارسى )

و خدا به موسى فرمان داد تا بنى اسرائيل را بجانب بيابان ببرد . شمار آنها ششصد هزار مرد بدون نابالغان بود و الواحى كه خدا بر كوه طور سينا به موسى بن عمران نازل كرد از زمرد سبز بود كه نوشته از طلا داشت . وقتى موسى از كوه بيامد گروهى از بنى اسرائيل را ديد كه بعبادت گوسالهء خويش پرداخته‌اند و بلرزيد و الواح از دستش بيفتاد و بشكست و آن را فراهم آورد و با چيزهاى ديگر در تابوت سكينه جا داد و در هيكل نهاد . هارون كاهن بود و سرپرست هيكل و بزرگ زمانه بود . و خداوند نزول تورات را در بيابان كامل كرد و هم هارون را در آنجا قبض روح كرد كه در كوه موات بحدود كوه شراة كه مجاور طور است به خاك رفت و قبر وى در يك مغارهء قديم معروفست و بعضى شبها صدايى عظيم از آنجا شنيده مىشود كه هر موجود زنده‌اى را متوحش مىكند . گويند او را به خاك نسپرده‌اند بلكه در آن غار نهاده‌اند و اين مكان قصه‌اى عجيب دارد كه در كتاب « اخبار الزمان عن الامم الماضيه و الممالك الدائره » آورده‌ايم و هر كه بدانجا رود آنچه را گفته‌ايم معاينه بيند . مرگ هارون هفت ماه پيش از وفات موسى بود . وقتى خدا هارون را قبض روح كرد وى صد و بيست و سه سال داشت و بقولى هنگام مرگ صد و بيست ساله بود و گفته‌اند وفات موسى سه سال پس از مرگ هارون بود . موسى به شام رفت و در آنجا جنگها داشت و از صحرا دسته‌ها براى حمله به عماليق و قربانيان و مدينيان و طوايف ديگر كه به شام بودند فرستاد كه در تورات آمده است . و خدا عز و جل ده صحيفه به موسى نازل كرد كه مجموع صحف منزل يكصد صحيفه كامل شد آنگاه تورات را به زبان عبرى به دو نازل كرد كه امر و نهى و تحليل و تحريم و سنن و احكام داشت و تورات در پنج سفر بود كه سفر را بمعنى صحيفه آورده‌اند . و موسى تابوت سكينه را از طلا ساخت و ششصد هزار و هفتصد و پنجاه مثقال طلا در آن به كار برد . پس از هارون ، يوشع بن نون كه از سبط يوسف بود كاهن شد . و خدا موسى را در صد و بيست سالگى قبض روح كرد . موسى و هارون پير نشدند و جوانيشان تغيير نيافت .