المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
583
مروج الذهب ( فارسى )
نواحى جنوب شهرى هست كه باران فراوان و گياه و علف فراوان دارد و درختانش مرتفع و آبش شيرين و حيواناتش درشت اندام است و بسيار حاصلخيز است زيرا گرماى خورشيد و خشكى و سرما بدانجا نرسيده و پيكر مردم آنجا درشت و صورتهايشان زيبا و اخلاقشان خوب است كه آنها به صورت و قامت و اعتدال طبايع همانند اعتدال دوران بهارند ولى مردمانى راحتطلبند و تاب سختى و تلاش ندارند . بقراط در همين معنى كه گفتيم يعنى تأثير هوا در حيوانات و نباتات گويد : روح طبيعى حيوان و نباتات هوا را بسوى آن جذب مىكند و بادها حيوانات را از حالتى بحالتى يعنى از گرما بسرما و از خشكى به ترى و از خوشحالى به غم ميبرد چنان كه چيزهاى خانه را از حبوبات و عسل و نقره و شراب و روغن تغيير ميدهد و نوبت به نوبت گرم و سرد و ترو خشك مىكند . و علت آن اينست كه خورشيد و ستارگان با حركات خود هوا را تغيير ميدهد و چون هوا تغيير كند با تغيير آن همه چيز تغيير كند و هر كه احوال و فصول و تغييرات و علل آن را بداند قسمت اعظم دلايل اين علم را بدانسته و در كار حفظ تندرستى پيشرفت كرده است . و هم او گويد : وقتى باد جنوب بوزد هوا را ذوب كند و درياها و رودها و همه چيزهاى مرطوب را گرم كند و رنگ و حالت همه چيز را تغيير دهد باد جنوب تن و عصب را سست كند و مايه تنبلى شود و گوشها را سنگين كند و چشم را كم قوت كند زيرا صفرا را تحليل برد و رطوبت را بر ريشه عصبى كه احساس در آنجاست فرود آورد اما با دشمال تنها را سخت كند و دماغها را نيرو دهد و رنگ را خوب كند و حواس را بهتر كند و شهوت و حركت را قوت دهد ولى سرفه و سينه درد پديد آرد به پندار يكى از حكماى اسلام وقتى باد جنوب بسرزمين عراق وزد گل تغيير يابد و برگها فرو ريزد و آب گرم شود و تنها سست شود گويد و اين نظير همانست كه بقراط گفته است كه در تابستان بيمارى بيشتر از زمستان است زيرا تابستان تنها