المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
584
مروج الذهب ( فارسى )
را گرم و سست و نيروى آن را ضعيف كند شخصى كه در عراق به بستر خود خفته وزيدن باد جنوب را احساس كند و چون باد شمال بوزد انگشتر بدست او سرد و گشاد شود زيرا تن از وزش باد جمع شده است و چون باد جنوب بوزد انگشتر گرم و تنگ شود و تن سست شود و به تنبلى گرايد و اين را همه مردم عراق به تامل و انديشه توانند دانست در ساير ولايتها و نواحى و شهرها نيز هر كه در اين باب تامل كند اين معنى را دريافت خواهد كرد ولى در عراق روشنتر است كه اعتدال كامل هست . آنگاه بقراط حكيم در همين معنى گويد « بادهاى اصلى چهار است يكى از مشرق ميوزد كه آن را قبول گويند . دومى از مغرب وزد كه دبور است و سومى از سمت راست كه جنوب است و چهارمى از سمت چپ كه شمال است اما بادى كه بشهرى وزد و به شهر ديگر نوزد آن را باد شهرى گويند . » مسعودى گويد : در قسمتهاى گذشته اين كتاب شمهاى از اخبار زمين و درياها و بسيارى از ممالك و شهرها را بگفتيم و در همين باب شمهاى از اخبار طبايع و هواها و شهرها و نواحى آباد و غير آباد زمين و مطالب ديگر را به ترتيب آورديم و اكنون اين باب را بذكر مختصرى از مساحت ممالك و فواصل آن به ترتيبى كه فزارى صاحب كتاب الزيج و القصيده در هيات نجوم و فلك ياد كرده است پايان مىدهيم . به پندار فزارى قلمرو امير المؤمنين از فرغانه و اقصاى خراسان تا طنجه مغرب سه هزار و هفتصد فرسخ است و پهناى آن از باب الابواب تا جده ششصد فرسخ است و از باب تا بغداد سيصد فرسخ است و از مكه تا جده سى و دو ميل است قلمرو چين در مشرق سى و يك هزار فرسخ در يازده هزار فرسخ است و قلمرو هند در مشرق يازده - هزار فرسخ در هفت هزار فرسخ است و قلمرو تبت پانصد فرسخ در دويست و سى فرسخ است و قلمرو كابلشاه چهار صد فرسخ در شصت فرسخ است و قلمرو تغرغز در تركستان