المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
582
مروج الذهب ( فارسى )
شود و معلوم دارد كه خلط در حال قوت و هيجان است . بقراط گفته است « سزاوار است كه همه چيز در اين جهان بر اساس هفت جزء استوار باشد هفت ستاره و هفت اقليم و هفت روز هفته هست سن مردم نيز هفت قسمت است اول كودك نورس است بعد تا سال چهاردهم طفوليت است آنگاه تا بيست و يك نوجوان است آنگاه تا سى و پنج سالگى جوان است آنگاه تا چهل سالگى كاهل است آنگاه تا چهل و هفت سالگى پير است آنگاه تا آخر عمر فرتوت است . » همه تغيير حال حيوان ناطق و غير ناطق از هوا ميايد . حكيم بقراط گفته است تغيير وضع هوا حالت مردم را تغيير ميدهد و گاه به غضب و گاه به آرامش و غم و خوشى و غير آن ميبرد و چون هوا معتدل باشد حالت و اخلاق مردم نيز معتدل شود . گويد « قواى نفس تابع مزاج بدن انسان است و مزاج تن تابع تغييرات هواست كه نوبتى اندك و نوبتى بسيار نوبتى گرم و نوبتى خنك است و باقتضاى آن صورتها و مزاجها گونهگون مىشود و چون هوا معتدل و يك نواخت باشد كشت معتدل برويد و صورتها و مزاجها معتدل شود اما علت اينكه صورت تركان همانند است اينست كه چون هواى ولايت ايشان بطور يك نواخت سرد است صورتهايشان يك نواخت و همانند شده است . به همچنين مردم مصر چون هوايشان يك نواخت است صورتهايشان همانند است و چون برودت بر هواى ترك غلبه دارد و حرارت از تبخير رطوبت تنها عاجز است پيه فراوان دارند و تنهايشان نرم است و بسيارى اخلاقشان همانند زنان است و رغبت هم بسترى كمتر دارند و فرزند كم آرند بسبب برودت مزاج و رطوبتى كه بر آنها چيره است . شايد هم ضعف شهوتشان از كثرت اسب سوارى است زنانشان نيز چون بدنهاى چاق و مرطوب دارند رحمهايشان از جذب مايه كشت ناتوان است اما سرخى رنگشان چنان كه گفتهايم نتيجه سرماست زيرا سپيدى وقتى بسيار در معرض سرما باشد بسرخى گرايد چنان كه مىبينيم سر انگشتان و لب و بينى وقتى در معرض سرماى سخت باشد سرخ شود حكيم بقراط گويد : در يكى از