المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

581

مروج الذهب ( فارسى )

گفت كه او دجال است و شمه‌اى از حوادث آينده را به آنها خبر داد و گفت كه وارد مدينه پيمبر ( صلى الله عليه و سلم ) نخواهد شد و مطالب ديگرى كه در اين حديث هست و اخبارى ديگرى كه در همين معنى آمده است و اين بابى مفصل است كه شرح آن بدرازا ميكشد . اكنون بموضوع گفتار خويش و ربع‌هاى جهان و چهار طبع و مسائل مربوط به آن بر ميگرديم . سابقاً در همين كتاب شمه‌اى درباره طبايع و غيره آورده‌ايم كه نمونه اهميت و تفصيل اين باب است جماعتى از اطباى متقدم و متاخر و مؤلفان كتب طبيعيات و غيره گفته‌اند كه غذا سه مرحله هضم دارد اولى در معده است كه معده طعام را هضم مىكند و نيروى آن را ميگيرد كه مثل آب كشك مىشود آنگاه آن را به كبد ميراند و كبد آن را از راه عروق به همه بدن مىرساند ، چنان كه آب از نهر به بركه‌ها ميرود ، و اعضاى تن آن را هضم كرده به جنس خود و عروق و عصب و غيره تبديل كند و چون سهم همه مساوى باشد اندازه نيروها مساوى شود و چون قوا مساوى شود تن معتدل و سالم باشد باذن الله تعالى . زمان چهار فصل دارد تابستان و پائيز و زمستان و بهار . تابستان خلط صفرا را نيرو دهند و به هيجان آرد پائيز سودا را قوت دهد و زمستان بلغم را قوت دهد و بهار خون را قوت دهد و عمر انسان نيز چهار مرحله دارد كودكى كه خون را قوت دهد ، جوانى كه در اثناى آن خلط صفرا قوت گيرد و كهولت كه در اثناى آن سودا قوت گيرد و پيرى كه در اثناى آن بلغم قوت گيرد . ولايتها نيز چهار قسم است مشرق كه طبع آن گرمى و ترى است و جنوب كه طبع آن خنكى و خشكى است و در آنجا خلط سودا قوت گيرد و مغرب كه طبع آن سردى و ترى است و در آنجا بلغم قوت گيرد . و شمال كه طبع آن گرمى و خشكى است و در آنجا خلط صفرا قوت گيرد ممكنست بنيه تن از لحاظ اخلاط مساوى معتدل باشد و ممكنست يكى از اخلاط بر بنيه غالب باشد و قوت آن به نشانه‌ها نمودار