المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
پيشگفتار 6
مروج الذهب ( فارسى )
رفته ، يا غفلتى شده ، پوزش مى خواهم كه خاطر ما به سفر وباديه پيمايى به دريا و خشكى مشغول بود تا بدايع ملل را به مشاهده واختصاصات اقاليم ره به معاينه توانيم دانشت . چنان كه ديار سند وزنگ وصنف وچين وزابج را درنورديديم و شرق وغرب را پيموديم . گاهى به اقصاى خراسان وزمانى در قلب ارمنستان و آذربايجان واران وبيلقان بوديم . روزگارى به عراق وزمانى به شام بوديم كه سير من در آفاق چون سير خورشيد در مراحل اشراق بود . " در كتاب التنبيه والاشراف نيز از استمرار غربت ودورى از وطن وسفرهاى پياپيش سخن مى گويد وازقول ابوتمام - شاعر عرب - وطن خود را پشت شتران مى خواند . مسعودى با بسيارى از دانشمندان وعلماى عصر خويش ملاقات كرده و گفتگو نموده و از آنان روايت شنيده وعلم آموخته است كه از آن جمله اند : محمد بن جرير طبرى ، مورخ ومحدث بزرگ ، ابوبكر صولى ، مورخ واديب ، ابوبكر وكيع ، مورخ ونحوى وشاعر ، ابوالحسن دمشقى ، اديب وشاعر دوست ابن معتز خليفه شاعرپيشه عباسى ، ابن دريد ، نحوى وشاعر ، جمهى ، فقيه ومورخ وشاعر ، ابوبكر انبارى ، محدث ، ابواسحاق زجاج ، لغوى ، منقرى ، مورخ ، سنان بن ثابت بن قرة ، فيلسوف ودانشمند . علاوه بر اين بزرگان ، وى باحسن بن موسى نوبختى ، متكلم شيعى ، ابوعلى جبائى وابوالقاسم بلخى ، متكلمان معتزلى ، ابوالعباس ناشى ، متكلم معتزلى وشاعر ونحوى ونيز ابوالحسن اشعرى ، متكلم مشهور سنى وبنيانگذار مكتب كلامى اشعرى دوستى ومصاحبت داشته است . يك بار نيز درباره حدوث عالم با محمد بن زكرياى رازى ، پزشك وفيلوسف ايرانى ، گفتگو كرده است . مسعودى بيگمان شيعى مذهب بوده است . محققان معاصر عرب او را معتزلى شافعى مى دانند . درباره شافعى بودن مسعودى ، ابن عماد ( متوفى 1090 ق ) در شذرات الذهب ، به تصريح مى گويد كه مسعودى شافعى جز مسعودى مورخ صاحب مروج الذهب است وشخص ديگرى است . ظاهرا شبهه معتزلى بودن مسعودى نيز از آنجاست كه بسيارى از اصول كلام معتزله با اصول عقايد شيعه مشترك است و