المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

573

مروج الذهب ( فارسى )

فرفوريوس در كتاب خود ضمن توصيف اختلاف افلاطون و ارسطو در اين باب آورده است نقل كرده‌ايم اما علت اينكه زمستان هند وقتى است كه تابستان ماست و زمستان ما تابستان آنهاست علت و دليل آن را ياد كرده‌ايم كه بسبب نزديكى و دورى خورشيد است و همچنين از علت وجود سياهان در بعضى نواحى زمين و علت مجعد بودن مويشان و ديگر اوصاف مشهور كه دارند و علت اينكه سپيد پوستان فقط در بعضى مناطق زمين بوجود ميايند و اينكه رنگ سقلابيان برنگ قارچ است و موهايشان زرد است و علت سستى مفاصل تركان و انحناى ساق پايشان و نرمى استخوانشان تا آنجا كه يك ترك از پشت سر نيز مانند جلو تير مياندازد و رويش به پشت بر ميگردد و پشتش رو مىشود و علت اينكه فقرات پشت تاب اين كار را دارد و اينكه هنگام شدت گرما چهره آنها سرخ مىشود زيرا برودت بر اجسام آنها غلبه دارد به حمد الله شرح همه اين مطالب را با دلائلى كه مؤيد صدق آنست در كتابهاى سابقمان كه در اين معانى بوده است آورده‌ايم و از ذكر مطالبى كه با دليل حسى يا خبر قاطع عذر و مانع شك معلوم نشده بود صرف نظر كرديم چون اخبار عامه درباره وجود نسناس و اينكه صورت آنها به قدر نصف صورت انسان است و دندانهاى دراز دارند و آنچه در باب عنقاى مغرب گفته‌اند . بسيارى از مردم پنداشته‌اند كه حيوان ناطق سه قسم است ناس و نسناس و نسانس و اين گفتارى نادرست است زيرا عنوان نسناس را بر اراذل و اوباش اطلاق كرده‌اند حسن گفته است « ناس برفتند و نسناس بماند » و شاعر كه گويد « ناس برفتند و اندك شدند و ما با اراذل نسناس باقى مانده‌ايم » همين معنى را كه ما گفتيم در نظر داشته يعنى مردم برفتند و كسانى مانده‌اند كه خيرى ندارند . بسيارى كسان بر اين رفته‌اند كه جن دو قسم است بالاتر و مهمتر جن است و ضعيفتر جن است شاعر گويد « نژاد و اصل آنان متفاوت است جن هست و حن هست » درباره تفكيك دو قسم جن هيچگونه خبر و اطلاعى نيست و اين نيز به ترتيبى كه