المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
558
مروج الذهب ( فارسى )
امروز پيش تو آمدم ولى آمدن در قسمتى از روز بوده باشد و روز قربان و روز فطر و ايام توقف منى روزه واجب ( مثلا به نذر ) و مستحب نبايد گرفت كه پيمبر صلى الله عليه و سلم از اين كار نهى كرده و در اين نهى واجب و مستحب را جدا نكرده پس بطوريكه گفتيم واجب است روزه نگيرند . از عقبة بن عامر روايت كردهاند كه پيمبر ( صلى الله عليه و سلم ) « از روزه گرفتن سه روزه تشريق منع فرمود » و در همه مطالبى كه راجع به ايام معلومات و ايام معدودات و روزه ايام تشريق بگفتيم ميان كسان خلاف است ايام تشريق اول آن روز دوم قربان است و آخر آن سيزدهم ذى حجه است تا غروب . مسعودى گويد كسان درباره علت تسميه ايام تشريق كه روزها و شبهاى توقف منى است اختلاف كردهاند جمعى گفتهاند عنوان تشريق بمناسبت آن بود كه در منى قربانى ميكردند و گوشت آن را در آفتاب خشك ميكردند بعضى ديگر گفتهاند عنوان تشريق بمناسبت اين بود كه مردم مكه و ديگران به طرف مشرق سوى مساكن خويش ميرفتند و بقول ديگر از آن جهت تشريق نام يافت كه در اين روزها در منى و مزدلفه به مصلاهاى خويش ميرفتند كه در زمين باز بود و آن را مشارق ميگفتند كه مفرد آن مشراق و بمعنى در آفتاب نشستن است و در آنجا به تسبيح و دعا مشغول ميشدند بدين جهت روزهاى تشريق ناميده شد گفته ديگر نيز هست و گروهى پنداشتهاند كه كلمه را از ذبح حيوانات گرفتهاند كه تشريق شكافتن و بريدن نيز هست و گفتهاند كه پيمبر ( صلى الله عليه و سلم ) قربانى كردن گوسفند مشرقه را يعنى گوسفندى كه گوشهايش شكافته و دريده باشد منع فرمود و اين معلوم ميدارد كه تشريق بمعنى بريدن است و ايام تشريق بمناسبت سر بريدن حيوانات اين نام يافته است اهل مذاهب و فرقهها را درباره تشريق سخنان بسيار است كه اين كتاب گنجايش آن ندارد و اين مطالب را نيز كه مربوط به فقه است از آن جهت گفتيم كه تناسب كلام ما را بدان كشانيد و با مطالب سابق ارتباط داشت .