المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
557
مروج الذهب ( فارسى )
مىبسته است زيرا آنها نميدانستهاند كه زمان گرما و سرما تغيير مييابد و ماه آن عوض مىشود آنگاه رجب است و رجب از آن رو گفتند كه از آن بيمناك بودند و رجب بمعنى بيم داشتن است شاعر گويد « نه از آن بترس و نه بيم داشته باش » و بجاى كلمه دوم فعل ترجب آورده است » آنگاه شعبان است و اين نام از آن جهت است كه در اين ماه منشعب مىشده بر سر آبهاى خويش و بجستجوى غارت ميرفتهاند و شعبان و انشعاب از يك مايه است و رمضان ، بمناسبت آنكه در وقت تسميه ماه از شدت گرما زمين تفيده بوده و رمضا بمعنى شدت گرماست و صورت ديگر اينست كه رمضان يكى از ماههاى خداوند تعالى ذكره است و روانيست كه بگوييم رمضان بلكه بايد گفت ماه رمضان . و شوال ، بمناسبت آنكه در اثناى آن شتر دم خود را از شدت شهوت بلند ميكرد و شوال بمعنى بلند كردن است و عربان اين را بفال بد گرفته عروسى در شوال را خوش نداشتند . و ذو القعده بمناسبت آنكه در اثناى آن از جنگ و غارت فرو مىنشستند و قعده بمعنى نشستن است و ذو الحجة بمناسبت اينكه حج در اثناى آن بود . ماههاى حرام ، محرم و رجب و ذى القعده و ذى الحجه بود و ماههاى حج شوال و ذى القعده و دهه اول ذى الحجه بود و ايام معلومات قران همان ده روز ذى حجه است و ايام معدودات قرآن ايام تشريق است كه سه روزه پس از عيد قربان است و تعجيل مراسم باتفاق جايز نيست مگر در روز سوم قربان بنابر اين اولين روز تشريق دوم قربان است و اگر روز قربان جزو ايام تشريق بود مدت تعجيل مراسم سه روز ميشد و اين خلاف قران است كه خداى تعالى خبر داده كه تعجيل مراسم در اثناى دو روز از ايام معدودات است و اگر ايام معدودات چنان باشد كه گفتيم ايام معلومات از ماه ذى حجه است و ذبح در روز قربان در ايام معلومات انجام شده است زيرا از نظر عرب اشكالى ندارد كه بگويند اين ماه پيش تو آمدم ولى آمدن در قسمتى از ماه بوده باشند يا گويند