المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
492
مروج الذهب ( فارسى )
پس از عاد بن عوص ، ثمود بن عابر بن ارم بن سام بن نوح با فرزندان و همراهان خود راه افتاد . اينان در حجر تا فرع فرود آمدند و ما ذكر ايشان و خبر پيمبرشان صالح عليه السلام را و اينكه محلشان در حدود وادى القرى ما بين شام و حجاز بوده است سابقاً در همين كتاب آوردهايم . بعد از ثمود جديس بن عابر بن ارم بن سام بن نوح با فرزندان و همراهان خود راهى شد سابقاً گفتهايم كه اينان در يمامه فرود آمدند . پس از جديس ، عملاق بن لاوذ بن ارم بن سام بن نوح با فرزندان و همراهان خود به راه افتاد و ميگفت « وقتى مردم را به حال پراكندگى ديدم و آن كس از ما كه زبان اول را داشت راهى شد ، من نيز با شتاب با چهار پايانى كه مدتها آرام مانده بودند آهسته به طرف راست خورشيد به راه افتادم » اينان به اطراف حرم و تهامهها فرود آمدند بعضى از آنها نيز بديار مصر و مغرب رهسپار شدند گويند بعضى فرعونان مصر از اينان بودهاند و ما گفتار كسانى را كه نسب عماليق و بعضى اقوام معين ديگر را به عيص بن اسحاق بن ابراهيم خليل رسانيده و به ترتيبى كه گفتهايم پنداشتهاند آنها از فرزندان عيص بودهاند در همين كتاب آوردهايم . عماليق ملوك بسيار داشتهاند كه در بعضى نواحى شام و غيره بودهاند و ما اخبار آنها را با ذكر ممالكشان و جنگهايشان در كتاب « اخبار الزمان » آوردهايم . در قسمتهاى گذشته اين كتاب قصه يوشع بن نوح را در ولايت ايله يا سميدع بن هوبر كه پادشاه عماليق بود آوردهايم . باقيمانده عماليق به ملوك روم پيوستند و روميان آنها را در مشرق و مغرب شام و جزيره و دربندهاى شام كه ما بين روم و ايران بود پادشاهى دادند . يكى از عماليق كه پادشاهى از روميان داشته بود اذينة بن سميدع بود كه اعشى در شعرى به اين مضمون از او ياد كرده است : 112