المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
489
مروج الذهب ( فارسى )
گويند و اين خبر را اهل سيرت و اخبار و مغازى آورده و اين مدح را از گفتار عباس نقل كردهاند كه پيمبر صلى الله عليه و سلم از آن خرسند گشت و گروهى از افراطيان اين دو شعر عبد المطلب و شعر عباس را دليل مدعاى خود گرفته و از آن مطالب نادرست استنباط كردهاند كه مخالف بديهيات عقل و تحقيق است و جمعى از مصنفان و معاريف فرقه محمديه و علبانيه و ديگر فرقههاى افراطى آن را ياد كردهاند از آن جمله اسحاق بن محمد نخعى معروف به احمر است كه در كتاب صراط اين مطالب را گفته و فياض بن على بن محمد فياض در كتاب قسطاس كه رد كتاب صراط است از او نقل كرده و نهكينى نيز در ردى كه بر كتاب صراط آورده از اين مطالب ياد كرده است اينان از فرقه محمديه بودهاند كه كتاب صراط را رد كردهاند و احمر پيرو مذهب علبانيه بوده است و ما از فرقه محمديه و علبانيه و مغيريه و قدريه و ديگر فرقههاى افراطى و اهل تفويض و مذاهب وسط سخن آورده و رد مذهب ايشان را با مذهب كسانى كه به تناسخ يعنى انتقال ارواح در حيوانات مختلف معتقدند از مدعيان اسلام و غير آنها از يونانيان و هندوان و ثنويان و مجوس و يهود و نصارى بتفصيل گفتهايم و گفتار ابن حائط و ابن ياقوس و جعفر قاضى را با همه كسانى كه از متقدم و متاخر تا وقت حاضر يعنى بسال سيصد و سى و دو پديد آمدهاند و فرعى بر اصول سلف افزوده يا شبههاى بتأييد مذهب سابق آوردهاند چون حسين بن منصور معروف به حلاج و اصحاب ابو يعقوب مزايلى و اصحاب سوق و كسانى كه پس از ايشان بوده و از مباديشان جدائى گرفتهاند چون ابو جعفر محمد بن على شلمغانى معروف به ابن ابى الغرائر و ديگران كه به راه ايشان رفتهاند همه را نقل كرده و فرق ميان آنها و ديگر معتقدان دوره را كه منتظر ظهورند و صاحبان دليل شب و روز را كه منكر عقيده تناسخ و انتقال ارواح در اجسام حيوانىاند و اين كار را از خداى قديم عز و جل محال دانند و انجام آن را جايز نشمارند همه اينها را ياد كردهايم . اكنون بموضوع خويش يعنى گفتگوى عبد المطلب كه بتناسب سخن از آن دور شديم باز ميگرديم .