المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
480
مروج الذهب ( فارسى )
و زيان در امان باشند كه خاك نرم نيست و هوا خوب است و و با نيست بعلاوه در اين گونه جاها عقول مهذب شود و قريحهها بواسطه تغيير جا رونق گيرد و مزاجها سالم شود و هوشها نيرو يابد و رنگها صاف شود و پيكرها قوى شود كه عقل و هوش با هوا و طبع فضا پرورش يابد . اقامت صحرا مايه مصونيت از مرضها و بيماريها و ملولىها و رنجهاست بدين جهت عربان ، صحرانشينى و بيابانگردى را برگزيدند و به همين جهت همتشان از ديگران بلندتر و عقلشان نيرومندتر و تنشان سالمتر است و در حمايت پناهجوى و دفاع از اهل و بخشش و هوش از همه سبق بردهاند و اين همه از صفاى هوا و پاكيزگى فضاست زيرا آن تيرگيهاى غليظ و آلودگيها كه از استحاله چيزها و از مردابها سوى تن آيد و در اطراف آن چرخ زند در اعضاى تن اثر كند و همه چيزها كه بدان رسد در اعضا بماند بدين جهت آلودگى و بيمارى و مرض در مردم شهرها بسيار باشد و در تنشان فراوان پديد آيد و در مو و چشمشان نمودار شود به همين جهت عرب از صحرانشينان اقوام ديگر به تغيير جا و انتقال مكان امتياز دارد . مسعودى گويد : به همين جهت عربان از خشونت گردان و كوهنشينان ناهنجار و اقوام ديگر كه در ارتفاعات و دشتها سكونت دارند بدور ماندهاند زيرا اقوامى كه در كوهها و درهها اقامت دارند اخلاقشان با پست و بلند اقامتگاهشان متناسب است كه در اعتدال در آنجا نيست بدين جهت اخلاق ساكنانش خشن و ناهنجار است . هيثم بن عدى و شرقى بن قطامى و ديگر اخباريان نقل كردهاند كه يكى از خطيبان عرب بحضور كسرى رسيد ، كسرى از كار عرب پرسيد كه چرا صحرانشينى را برگزيدهاند و او گفت « اى پادشاه آنها مالك زمينند اما زمين مالك آنها نيست و بعوض پناهندگى به ديوارها تيغ تيز و نيزه استوار را حصار و حافظ خويش كردهاند هر كه يك قطعه زمين را مالك شود چنانست كه همه زمين از اوست . به جاهاى خوب روند و از لطائف آن بهره برند » گفت « وضع فلكى ايشان چيست ؟ » گفت از زير فرقدان و راس كهكشان تا قسمتى از مدار جدى به همين ترتيب در جهت مشرق پيش ميروند » گفت